هرکه سودای تو دارد چه غم از هرکه جهانش---نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش---آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش---وآن سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش---هر که از یار تحمل نکند، یار مگویش---وآن که در عشق ملامت نکشد، مرد مخوانش---به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق---مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش---خفته ی خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی---عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش---شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت---که همه عمر نبودست چنین سرو روانش---گفتم از ورطه ی عشقت به صبوری به درآیم---باز می بینم و دریا نه پدیدست کرانش---عهد ما با تو نه عهدی که تغیّر بپذیرد---بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش---نرسد ناله ی سعدی به کسی در همه عالم---که نه تصدیق کند کز سر دردی ست فغانش---(سعدی شیرازی)
    کاربر میهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
 
 
منوی اصلی

فرازی از آسمان
•  قرآن کریم

آمار کاربران

فهرست مطالب
ارتباط ویژه

ارتباط ویژه
نام اعضا

شعور و ضد شعور
  

پیوندها
:: سایت سایمنتولوژی
:: وبلاگ همراهان کشور ترکیه
:: سایت همراهان تبریز
:: وبلاگ همراهان خوزستان
:: وبلاگ همراهان کردستان
:: سایت همراهان کرج
:: سایت همراهان کرمان
:: وبلاگ همراهان لرستان
:: سایت همراهان مازندران
:: وبلاگ همراهان همدان

  سخنان شما: 400 - 301  
 

شما و عرفان حلقه

 

دوستان عزیز، لطفا نظرات و پیشنهادهای خود را در این قسمت وارد نمایید
نوشــته های شما پــس از بازبینی، در همین قسمت درج خواهد گشت.
 
نظرات شما از پایین به بالا درج خواهد شد
 
از همه ی بودنتان سپاسگزاریم

 
   



   
 
پیغام (400)  توسط : جمال خضریدر مورخه : چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
دردمندان غم عشق دوا می‌خواهند / به امید آمده‌اند از تو تو را می‌خواهند
روز وصل تو که عید است و منش قربانم / هر سحر چون شب قدرش به دعا می‌خواهند
اندراین مملکت ای دوست تو آن سلطانی / که ملوک از در تو نان چو گدا می‌خواهند
بلکه تا بر سر کوی تو گدایی کردیم / پادشاهان همه نان از در ما می‌خواهند
ز آن جماعت که ز تو طالب حورند و قصور / در شگفتم که ز تو جز تو چرا می‌خواهند
زحمتی دیده همه بر طمع راحت نفس / طاعتی کرده و فردوس جزا می‌خواهند
عمل صالح خود را شب و روز از حضرت / چون متاعی که فروشند بها می‌خواهند
عاشقان خاک سر کوی تو این همت بین / که ولایت ز کجا تا به کجا می‌خواهند
عاشقان مرغ و هوا عشق و جهان هست قفس / با قفس انس ندارند هوا می‌خواهند
تو به دست کرم خویش جدا کن از من / طبع و نفسی که مرا از تو جدا می‌خواهند
عالمی شادی دنیا و گروهی غم عشق / عاقلان نعمت و عشاق بلا می‌خواهند
سیف فرغانی هر کس که تو بینی چیزی / از خدا خواهد و این قوم خدا می‌خواهند
در عزیزان ره عشق به خواری منگر / بنگر این قوم کیانند و کرا می‌خواهند

پیغام (399)  توسط : جمال خضریدر مورخه : چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است

شاعری با کلمات شیرین
دست آرام نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا
و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است

که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنان بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است

هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سالم کالای ارزان به همه
لقمه نان گوارائی از راه حلال
و خدا حافطی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

مجتبی کاشانی

پیغام (398)  توسط : فضل اله صفی نوریدر مورخه : سه شنبه، 4 اسفند ماه ، 1388
هله نومید نباشی که تو را یار براند/گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا/ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها/ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد/ نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر/تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او/ نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد/بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش/ به کی ماند به کی ماند به کی ماند به کی ماند
هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را/بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

پیغام (397)  توسط : قاسم صمدیدر مورخه : سه شنبه، 4 اسفند ماه ، 1388
سلام به همه و خدمت خواهر و همراه گرامی خانم مژده نصیری
مطمظن باشید بی هیچ معطلی،شما و خانواده محترم در حلقه هستید در دعا هستید میفهمیم که سخته بنده خودم مشکل حرکتی دارم اینو عرض کردم تا بدونین اینجا افراد بسیاری هم هستند که ناامید بودند از سر انکار وارد کلاسها شدند اما امیدوار شدند نه امید واهی بلکه امید به معنای حقیقی آن(خودمو عرض میکنم). در برابر مردی که سر شار از پاسخ بود به زانو افتاده و اعتراف به نادانی کردم و خدا رو برای این توفیق شکر کردم دلم نمیخواست نرم بشه ولی در حلقه این اتفاق افتاد .هنوز تغییری ندیدم که البته از کمکاری بنده ست ولی هر بار که ارتباط میگیرم بلا فاصله اعضای بی حس بدنم سوزن سوزن میشه یعنی از همینجا متوجه برقراری ارتباط میشم.هر بار به خودم گفتم اینبار دیگه این اتفاق نمی افته،ظرف 1 یا دو دقیقه دوباره تکرار شده.خواهر خوبم نا امیدی آواز شیطانه اینو عملا در این مجموعه تجربه کردم.منتظر اتفاقات خوشایند باش. در سایه پروردگار جز این انتظار نمیره .در او نتیجه کار هر چه باشد خیر است.این مشکلات ،خزانیست که در بهاره.اصالت نداره پس نهایتا بهاره.(و ما روز را در دل شب قرار دادیم.قرآن کریم.)
فیض خدا با همه ذرات.

پیغام (396)  توسط : سید شمس الدین حسینی در مورخه : سه شنبه، 4 اسفند ماه ، 1388
سلام ودرود
پيام هاي آقاي خضري را خواندم حقير به ديگران سفارش مي كنم كه عميق تر به مفاهيم ارايه شده در آن توجه فرمايند و به اميد خدا بتوانيم در وادي عمل سر بلند باشيم انشا الله در اين سايت شاهد مطالب پر بار اين چنيني باشيم .خداوند به ايشان توفيق روز افزون عنايت فرمايد.

پیغام (395)  توسط : نوشین بهشتیدر مورخه : سه شنبه، 4 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : info@interuniversalfans.com
سلام به همه عزیزان
دوست عزیزم خانم بختیاری
پیشنهاد می کنیم فصل دوم (قسمت اول) از کتاب انسان از منظری دیگر را مطالعه نمایید. استاد به زبانی بسیار ساده و شیوا این مطالب را کامل بیان کردند.
ممنون

پیغام (394)  توسط : مریم مخبردوراندر مورخه : دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : mary_mokhber@yahoo.com
دوست....
جواني گفت، با ما از «دوستي» سخن بگو:
و او در پاسخ گفت:


دوست تو نياز هاي برآورده ي توست.

كشت زاري است كه در آن با مهر تخم مي كاري و با سپاس از آن حاصل بر مي داري.

سفره ي نان تو و آتش اجاق توست.

زيرا كه گرسنه به سراغ او مي روي و نزد او آرام و صفا مي جويي.

هنگامي كه او خيال خود را با تو در ميان مي گذارد، از انديشيدن «نه» در خيال خود مترس و از آوردن «آري» بر زبان خود دريغ مكن.

و هنگامي كه او خاموش است، دل تو همچنان به دل او گوش مي دهد؛ زيرا كه در عالم دوستي همه ي انديشه ها و خواهش ها و انتظار ها بي سخني به دنيا مي آيند و بي آفريني نصيب دوست مي گردند.

هنگامي كه از دوست خود جدا مي شوي غمگين مشو؛ زيرا آن چيزي كه تو در او از هر چيزي دوست تر مي داري بسا كه در غيبت او روشن تر باشد، چنان كه كوهنورد ، از ميان دشت، كوه را روشن تر مي بيند.

و زنهار كه در دوستي غرضي نباشد مگر ژرفا دادن به روح.

و زنهار كه از هر آنچه داري بهترينش را به دوستت بدهي....

پیغام (393)  توسط : مریم مخبردوراندر مورخه : دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : mary_mokhber@yahoo.com
خدایا.... خداوندا... ای خدایی که یکی از صفات کبریایی ات «هو الرفیق» است. ای دوست و رفیق ما....

سعادت مصاحبت خود را به ما عطا کن و ما را عاقبت به خیر فرما. غم ها را از تمامی دل ها بزدای و تمام بیماری ها را شفا بده که تو شافی هستی و تو رحیمی.

خداوندا به ما بفهمان که عدالت به معنی مساوات نیست تا تو را به اشتباه بی عدالت نخوانیم که تو عادلی .

خدایا فاصله ی دست و زبانمان را کم نما و به ما یاد بده هرچه را می گوییم به کار بندیم که تو رب (مربی) هستی.

خدایا در زندگی همه ی ما سختی هست، آن را به لطف خودت سهل گردان که تو رحمانی.

خدایا عیب های ما را بر همگان برملا مساز که تو ستار العیوب هستی

خداوندا... همه ی ما از دامن مادری به وجود آمده ایم و همه مان در حضور پدر و مادری پرورش یافته ایم... خدایا اگر هنوز در این دنیا هستند سایه شان را بر سرمان مستحکم بگردان و اگر رخت بر بسته اند قرین رحمت قرارشان بده و خودت ما را از شر بدی ها محفوظ بدار که تویی پناه بی پناهان

خداوندا... بسیارند دل شکستگان در میان ما. مرهمی بر دلهایشان باش که تو بر همه ی دردهایمان بصیری.

خدایا... به ما بیاموز که در هنگام شادمانی هم تو را یاد کنیم و به ما سعادت عبادت را عنایت فرما که اگر تو نخواهی همه مان گمراه می شویم که تو جباری.

خدایا... به ما بیاموز که خدمت به خلق کمتر از عبادت حق نیست

خداوندا... توبه ی ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر

پیغام (392)  توسط : رزیتا لاجوردیدر مورخه : دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388
استاد پرورش دهنده روان است و پدر مادر پرورش دهنده جان(قابوس)
سختي و مشقت استادي است كه بزرگترين رجال عالم كمر شاگردي و خدمت او را بسته اند(جرمي تايلور)
دانشمند هر قدر از دانش خويش بخشد بمعلومات خود ميافزايد(حضرت امير)
پسنديده ترين چيزي كه پدران براي فرزندان بازگذارند فرهنگ است(حضرت امير)
پرورش بسته به استعداد شاگرد و استادي پرورنده دارد(محمد حجازي)
هر آموزشگاهي را كه باز كنيد در زنداني را بسته ايد(ويكتور هوگو)
يك مادر خوب به صد استاد ميارزد(ژرژ هربرت)
كسي كه آتش ندارد نميتواند ديگران را گرم كند(مثل آلماني)
كسي كه پاروزني بداند جايي در قايق پيدا ميكند(مثل آفريقايي)
اطفال بيشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عيب جويي(ژوبر)

پیغام (391)  توسط : فاطمه بختیاریدر مورخه : دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : rezvan@yahoo.com
با سلام و عرض ادب خدمت همراهان گرامي
در دوره هاي عرفان كيهاني يكسري مباحث نظري مطرح مي شود و يكسري عملي (قرار گرفتن در ارتباط و حلقه ).
سوالي كه براي من مطرح شده اين است كه منظور از حلقه چيه؟ و يا حلقه حفاظ؟ آيا منظور همان بينش و آگاهي ما نسبت به آن مسئله است؟
با دنيائي از سوال روبرو هستم و اميدوارم دوستان با لطف و عنايت خودشان ، من را در رسيدن به جواب كمك كنند .

پیغام (390)  توسط : مریم سردار گو گانیدر مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388
بـه تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند مـنـت پذیرم
کـمان ابرویت را گو بزن تیر
کـه پیش دست و بازویت بمیرم
غـم گیتی گر از پایم درآرد
بـجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفـتاب صـبـح امید
که در دست شب هجران اسیرم
بـه فریادم رس ای پیر خرابات
بـه یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
کـه مـن از پای تو سر بر نگیرم
بـسوز این خرقه تقوا تو حافـظ
کـه گر آتش شوم در وی نگیرم


hafez

پیغام (389)  توسط : جمال خضریدر مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با عرض سلام و آرزوی سلامتی و تبریک حلول ماه ربیع الاول و فرخنده میلاد نبی اکرم پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) تقدیم حضور همه همراهان ارجمند و اساتید محترم عرفانی خصوصا استاد طاهری بسیار عزیز و طلب خیر برای یکایک عزیزان، با شعری از مولانا به پیشواز قدوم مبارک حضرتش می شتابیم.

بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد / نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد / خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد / شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان / طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
سماع آمد سماع آمد سماع بی‌صداع آمد / وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد / شقایق‌ها و ریحان‌ها و لاله خوش عذار آمد
کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد / مهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
دلی آمد دلی آمد که دل‌ها را بخنداند / میی آمد میی آمد که دفع هر خمار آمد
کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابد / شهی آمد شهی آمد که جان هر دیار آمد
کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست او / ولیکن چشم گه آگاه و گه بی‌اعتبار آمد
ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمد / و او در خواب و بیداری قرین و یار غار آمد
کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آید / رها کن حرف بشمرده که حرف بی‌شمار آمد

پیغام (388)  توسط : جمال خضریدر مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و عرض ادب و احترام تقدیم حضور همراهان صمیمی و با آرزوی توفیق الهی و شفای عاجل برای همه بیماران و دردمندان

ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده بهر من ار می‌ندهی بهر دل یار بده
ساقی دلدار تویی چاره بیمار تویی شربت شادی و شفا زود به بیمار بده
غم مده و آه مده جز به طرب راه مده آه ز بیراه بود ره بگشا بار بده

پیغام (387)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
خانم مژده نصیری عزیز .من منتظرم برام ایمیل بزنید. لطفا ایمیل بزنید.ادرس ایمیلم همونیه که کنار کامنتم هست.
برای خانواده عزیزتون از صمیم قلب ارزوی سلامتی ارامش و رضایت خاطر دارم.شما تنها نیستید. روزگاری که شاهد بیماری سخت عزیزم بودم بدنبال همراهی بودم تا کمکم کند و چقدر در حسرتم که از ابتدا با عرفان کیهانی در ارتباط نبودم.دوست عزیزم زندگی بسیار عجیب و شگفت انگیزه در ظاهر امور که گاهی بسیار ناخوشایند هستند معجزاتی نهفته است که معنای تنها نبودن رو بیشتر ملموس میکنه.

پیغام (386)  توسط : مژده نصیریدر مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388
عرض سلام خدمت همراهان عزیز و آقای خضری ، بسیار متشکر از پیام شما.
حق نگهدارتان باد

پیغام (385)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و عرض ارادت خدمت همه همراهان عرفانی و اساتید محترم، خصوصا همراه محترم سرکار خانم مژده نصیری.
برای پدر و مادر محترم و گرامی شما از درگاه حضرت حق شفا و با بضاعت اندک خود طلب خیر دارم.
با امید به لطف و رحمت ایزد متعال از همه همراهان صمیمی خواهشمندم اتصالات مجاز را برای این عزیزان اعلام فرمایند.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

پیغام (384)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
جمعه درون

فردی در حال اره کردن تنهٔ قطور یک درخت بود. اره را مرتب عقب و جلو می‌برد. اما پس از یک روز کار دید که هنوز نصف آن را اره کرده است. در همین حال، چشمش به مردی افتاد که با او شروع به کار کرده بود اما چیزی نمانده بود تا درخت را بیندازد. چشم‌هایش از تعجب گرد شد و پرسید: ”چه‌طور کار کردی؟“ تو داری تمامش می‌کنی در حالی‌که تمام‌وقت هم این‌جا نبودی و چندبار در میان کار، آن را رها کردی و به استراحت پرداختی؟“ مرد لبخند زد و پاسخ داد: ”تو دیدی که من هرازگاهی کار را رها کردم اما ندیدی هر بار که برای استراحت می‌رفتم، اره‌ام را تیز می‌کردم.“
پس پیشرفت در کارها نه به میزان وقتی که صرف آنها می‌کنید، بلکه به مقدار اشتیاق و انرژی هنگام فعالیت بستگی دارد.

پیغام (383)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
خدا همواره از کبریت های کوچک برای برافروختن مشعل های بزرگ استفاده می کند.
هرگز از این که چقدر کوچکی ناامید نشو، چون او تو را به خاطر اهداف بزرگ و عالی خلق کرده است.

پیغام (382)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
ما، جهان هستی و آفریدگار

به استعداد خودت ایمان داشته باش، همانطور که به خدا ایمان داری.
روح تو پاره ای از آن «واحد» بزرگ است.
نیروهایی که در تو هست مانند دریای وسیعی عمیق و بی پایان است.
روحت را در میان سکوت، در جزائر الماس گردش بده.
آن جزائر را کشف کن و از آنها استفاده کن.
اما برای اینکه تسلیم بادها نشوی، سکان اراده را به کار انداز.
بزرگ ترین پیروزی ها به تو تعلق می گیرد. به پیش! به پیش!
جهانی را در سنگریزه ای دیدن، و بهشتی را در یک گل وحشی مشاهده کردن، و بی نهایت را در کف دست نگه داشتن، و ابدیت را در لحظه ای دریافتن.

پیغام (381)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
ـ آموخته ام : زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست.
ـ آموخته ام : بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
ـ آموخته ام :که مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران
ـ آموخته ام : که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیاموزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام.
ـ آموخته ام : پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم.
- آموخته ام : همیشه فردی خوش بین باقی بمانم. چرا که زندگی و موهبتهای آنرا دوست دارم.
ـ آموخته ام : اگرچه از هر چیزی بهترینش را ندارم، ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده از کنم.
ـ آموخته ام : لبخند ارزانترین راهی است ک می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.
ـ آموخته ام : آنچه امروز در دست دارم، ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.
ـ آموخته ام :که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست.

پیغام (380)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
▪ به تازگی فهمیده ام که; بهترین کلاس درس دنیا کلاسی است که زیر پای پیر ترین فرد دنیاست.
▪ به تازگی فهمیده ام که; وقتی که عاشق هستید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود.
▪ به تازگی فهمیده ام که; تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: «تو مرا، شاد کردی.»
▪ به تازگی فهمیده ام که; داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد.
▪ به تازگی فهمیده ام که; که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی «نه» گفت.
▪ به تازگی فهمیده ام که; که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.
▪ به تازگی فهمیده ام که; تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
▪ به تازگی فهمیده ام که; چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد.
▪ به تازگی فهمیده ام که; این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان.
▪ به تازگی فهمیده ام که; وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد.
▪ به تازگی فهمیده ام که; هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.
▪ به تازگی فهمیده ام که; لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد.
▪ به تازگی فهمیده ام که; نمی توانم احساسم را انتخاب کنم اما می توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب کنم.
▪ به تازگی فهمیده ام که; همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفت ها وقتی رخ می دهد که درحال بالا رفتن از کوه هستید.
▪ به تازگی فهمیده ام که; بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد.
▪ به تازگی فهمیده ام که; گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست اوست و قلبی است برای فهمیدن وی.

پیغام (379)  توسط : مژده نصیریدر مورخه : شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388
با سلام
از تمامی همراهان عزیز درمانگر خواهش می کنم برای مادر عزیزم که مبتلا به سرطان متاستازیک مغز و ریه می باشد دعا کنند.
خواهش می کنم از خداوند درخواست شفای عاجل او را بنمایید. او زنی است که در زندگی همیشه به همه کمک کرده و هرگز باعث ناراحتی هیچکس نشده. پدرم به بیماری پارکینسون و ؟آلزایمر مبتلاست و چشمانش نیز خوب نمی بیند او همیشه می گوید بدون مادرم یک روز نیز زنده نمی ماند. برادرم هنوز ازدواج نکرده و بسیار به مادرم وابسته است. بدون او زندگی برای ما مثل کابوس است. خواهش می کنم برای شفای او از درگاه حق استدعا کنید.
با تشکر از همه همراهان

پیغام (378)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
سلام خدمت همه همراهان عزیز خصوص گرامیانی که با هدیه اشعار و اگاهیهای گرانقدرشون مشتاقان این راه رو مستفیذ میکنن.
//////////
مثل کودکی نوپا با احتیاط و ارام حرکت میکنم .با همراهی مستر دوست داشتننی ام (خانم طاهری بسیار عزیز) در این قدمها مسیری رو طی کردم که میتونم بگم برام حکم معجزه ای رو داشته.مسیری که حاصلش ارامش و امید و اشتیاق بوده .خیلی چیزها رو در تضاد اغاز کردم و هر بار با اگاهی و همراهی ایشون دعوت به صبر و اتصال بیشتر شدم.گاهی چنان بی تاب دانستن بودم که تحمل صبر به نظر غیر ممکن میومد.حتی گاهی تا مرز دلخوری از ایشون پیش رفتم!!!! اما بلاخره فهمیدم!!!!! یعنی فکر میکنم که فهمیدم !!! یاد گرفتم که باید صبر کرد تا ذره ذره اونچه رو دریافت کرده بودم درک کنم و تحمل کنم تا با اتصالات بیشتر تشتت های ذهنیم برطرف بشه تا بتونم اماده دریافت اگاهی بشم. این راه راهی نیست که در دانسته هاش مرزی باشه که با عجله در صدد رسیدن به اوج اونها باشم.برای دریافت اگاهیها تا عمر باقی دارم و تا اماده دریافت باشم وقت هست .این راه رو باید با قدمهای مطمئن برداشت .تزلزلهای هر مرحله باید به ثبات برسه تا اماده بشم برای رفتن به مرحله بعد.عجله کار شیطونه.این رو بچه بودم زیاد میشنیدم و روزی هم اون رو از مسترم شنیدم.و بعد از اون اروم شدم.تصمیم گرفتم مثل کودک سه ساله ام نباشم پر از سوالات تکراری! اروم باشم تا به اگاهیها دست پیدا کنم .و این اغاز سکوت من شد.هنوز راه دارم تا رسیدن به اون اگاهیها اما به ارامش و تامل رسیدم و از این بابت خیلییییییییی شاکرم.
ولی چرا این همه اضافه گویی کردم.فقط برای دادن یه پیشنهاد.ایا بهتر نیست همه مسترها در این راه الگویی مشابه هم داشته باشن.میشناسم دوستانی رو که کلاسهای پی درپی رو بی وقفه طی میکنن و حتی شنیده ام مسترهایی که لایه محافظ رو قبل از کلاس به دانشجویان هدیه کردند.......جتی سی دی ها و جزوات کلاسها گاهی با فوروادهای گروهی بین دوستان توزیع میشه. بی اونکه دقتی بشه که ایا همه در مرحله اون سی دی ها یا جزوات درسی هستند....کاش همه مثل خانم طاهری عزیزم دقت نظر داشتند و بجا و به موقع دانشجوی خودشون رو درست راهنمایی میکردن.ایا غیر از این بودن خلاف امانتداری نیست؟..............

پیغام (377)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
پناه ببریم بر آن بی نامی که رب و پرورنده مردم است
و چون در لازمانی و لامکانی مردمان را خلق کرد
مردمیان خام و نپخته بودند لذا پرورنده خود را ملک و سرور خود دیدند
و گام در حلقه پرورنده "انالله و انا الیه راجعون" نهادند
و چون پخته و پرورده شدند
و سرور خود را اله و معبودشان دانستند
رسالت بندگیشان به جا آمد
و در لامکانی
از آنسوی پرورنده شان
که اینک معبودشان بود سر در آوردند
و به او رسیدند
مباد که وسوسه جن و انس
ما را از پرورده شدن باز دارد
قل اعوذ برب الناس...
بهمن ماه 88

پیغام (376)  توسط : جمال خضریدر مورخه : جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و آرزوی سلامتی خدمت همراهان صمیمی. ادامه بحث تقوی تقدیم حضور می گردد.برایتان طلب خیر دارم

فرجامی نیک : وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ – ص 49 - و قطعا براى پرهيزگاران فرجامى نيك است.

جایگاهی امن و آسوده: إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ- دخان 51 - به راستى پرهيزگاران در جايگاهى آسوده [اند].
و در جایی دیگر می فرماید: إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ- مرسلات 41 - اهل تقوا در زير سايه‏ها و بر كنار چشمه‏سارانند.

مایه روشنی چشم ها در دنیا: وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا- فرقان 74 - و كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.

صاحب جنت نعیم : إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ - قلم 34 - براى پرهيزگاران نزد پروردگارشان باغستانهاى پر ناز و نعمت است.

مشمول رحمت حضرت حق : يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا - مریم 85 - [ياد كن] روزى را كه پرهيزگاران را به سوى [خداى] رحمان گروه گروه محشور مى‏كنيم.

مایه رستگاری : إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا - نباء 31 - مسلما پرهيزگاران را رستگارى است.

مایه نوید : فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا- مریم 97 - در حقيقت ما اين [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بدان نويد و مردم ستيزه‏جو را بدان بيم دهى.

کتاب آشکار آیات الهی تنها هدایت گر آنهاست : ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ - بقره 2 - آن كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است.
و در جایی دیگر می فرماید : وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ - حاقه 48 - و در حقيقت [قرآن] تذكارى براى پرهيزگاران است.
و در جایی دیگر می فرماید : هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ - آل عمران 138 - اين [قرآن] براى مردم بيانى و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است.

محب حضرت حق : إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ- توبه 4 – بدرستی که خدا پرهيزگاران را دوست دارد.

تنها دانش،تجربه و اعمال قابل انتقال به زندگی بعدی (کمال) : قال إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ – مائده 27 - گفت‏خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.
و در جایی دیگر می فرماید: وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ - زخرف 35 - و آخرت پيش پروردگار تو براى پرهيزگاران است.
و در جایی دیگر می فرماید : وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ- قصص 83 - آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است.

در معیت حضرت حق : أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ – توبه 36 – بدرستی که خدا با پرهيزگاران است.

سبب کسب آگاهی : وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ - نور 34 - و قطعا به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر برده‏اند و موعظه‏اى براى اهل تقوا فرود آورده‏ايم.
و در جایی دیگر می فرماید : تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ - هود 49 - اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى مى‏كنيم پيش از اين نه تو آن را مى‏دانستى و نه قوم تو پس شكيبا باش كه فرجام [نيك] از آن تقواپيشگان است.
و در جایی دیگر می فرماید : تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ - انبیاء 48 - و در حقيقت به موسى و هارون فرقان داديم و [كتابشان] براى پرهيزگاران روشنايى و اندرزى است.

وفادار و متعهد : بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ - آل عمران 76 - آرى هر كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى نمايد بى‏ترديد خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.

صاحبان بهشت آگاهی : وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ- شعراء 90 - و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‏گردد.

مزد اشتیاقشان را می گیرند(قانون بازتاب) : وَمَا يَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوْهُ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ - آل عمران 115 - و هر كار نيكى انجام دهند هرگز در باره آن ناسپاسى نبينند و خداوند به [حال] تقواپيشگان داناست.

مایه کسب نمره قبولی : وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ - طلاق 5 - و هر كس از خدا پروا كند بديهايش را از او بزدايد.

صبر لازمه تقوی : إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ - یوسف 90 -بى‏گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند.

پیغام (375)  توسط : محمدباختریدر مورخه : پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388
با سلام
به همه همراهان
تشکر از همراه عزیز جمال خضری و مطب جالب ایشان و دیگر همراهان

در خصوص همراه عزیز افسانه
به نظر من ایات می خواهند ما را به تفکر در مسائل و درک ان هدایت کنند
و من از ان تن واحده(کل) و وحدت را میفهمم و همه چیز قابل تبدیل یا فنا پذیر است البته فنا که نه تبدیل ولی جزء ثابت اوست یا عدم و در اخر نه این نه ان ما برای درک و فهم مجبور هستیم از این الفاظ استفاده کنیم پس همه یکی و وحدت

پیغام (374)  توسط : جمال خضریدر مورخه : پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و عرض ارادت و آرزوی توفیق الهی خدمت اساتید محترم و همراهان صمیمی و با تشکر از لطف و محبت سرکار خانم هستی مقصودی. برای همگی آرزوی سلامتی و طلب خیر دارم

ادامه ثمرات و فوائد تقوى با توجه به آيات قرآن کریم تقدیم حضور می گردد:

علم نافع: واتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ – البقرة 282- و از خدا پروا كنيد، و خدا (بدين گونه‏) به شما آموزش مى‏دهد، و خدا به هر چيزى داناست‏.

محبت خدا: بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ - آل عمران 76 - آرى هر كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى نمايد بى‏ترديد خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.

نصرت خدا: اتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ – البقرة 194 - و از خدا پروا بداريد و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است ،َ
اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ – التوبة 36- و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است .

حفظ از کید دشمنان: وإن تصبروا وتتقوا لا يضركم كيدهم شيئاً – آل عمران 120 - و اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد نيرنگشان هيچ زيانى به شما نمى‏رساند.

سبب قبولي عبادات: اِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ – المائدة 27 - گفت‏خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.

سبب نجات از عذاب دنيا: ونجّينا الذين آمنوا وكانوا يتّقون – فصلت 18- و كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند رهانيديم.

خدا یاور و شفیع آنان است: وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ – انعام 51 - و به وسيله اين [قرآن] كسانى را كه بيم دارند كه به سوى پروردگارشان محشور شوند هشدار ده [چرا] كه غير او براى آنها يار و شفيعى نيست باشد كه تقوا پیشه كنند.

سبب کشف رمز آیات الهی: إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ – یونس 6 - به راستى در آمد و رفت‏شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده براى مردمى كه پروا دارند دلايلى [آشكار] است.

عاقبت به خیری : وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ – الاعراف 169 - و سراى آخرت براى كسانى كه پروا پيشه مى‏كنند بهتر است.
و در جایی دیگر می فرماید : قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ – یونس 31 - بگو كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‏بخشد يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‏آورد و مرده را از زنده خارج مى‏سازد و كيست كه كارها را تدبير مى‏كند خواهند گفت‏خدا پس بگو آيا پروا نمى‏كنيد.

نشانه باوری راستین :وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ – الزمر 33 - و آن كس كه راستى آورد و آن را باور نمود آنانند كه خود پرهيزگارانند.

'گواهی بر درک قرآن بدون ترجمه آن: قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ – الزمر 28 - قرآنى عربى بى‏هيچ كژى باشد كه آنان راه تقوا پويند.
و در جایی دیگر می فرماید: وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا – طه 113 - و اين گونه آن را [به صورت] قرآنى عربى نازل كرديم و در آن از انواع هشدارها سخن آورديم شايد آنان راه تقوا در پيش گيرند يا [اين كتاب] پندى تازه براى آنان بياورد.

موءید ایمان : الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ – یونس 63 - همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده‏اند.

سبب پای بندی به عهد و پیمان: الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ – الانفال 56 - همانان كه از ايشان پيمان گرفتى ولى هر بار پيمان خود را مى‏شكنند و [از خدا] پروا نمى‏دارند.


سبب هدایت و رهبری : وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ - توبه 115 - و خدا بر آن نيست كه گروهى را پس از آنكه هدايتشان نمود بى‏راه بگذارد مگر آنكه چيزى را كه بايد از آن پروا كنند برايشان بيان كرده باشد آرى خدا به هر چيزى داناست.

مایه خیر و برکت در دنیا و آخرت ، سبب دفع عذاب و برقرار کننده رحمت و مقدم بر زکات و ایمان : وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ – اعراف 156 - و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم.

ضامن یکتا پرستی : فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ – مومنون 32 - و در ميانشان پيامبرى از خودشان روانه كرديم كه خدا را بپرستيد جز او براى شما معبودى نيست آيا سر پرهيزگارى نداريد.
و در جایی دیگر می فرماید : وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ – مومنون 23 - و به يقين نوح را به سوى قومش فرستاديم پس [به آنان] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد شما را جز او خدايى نيست مگر پروا نداريد.
و در جایی دیگر می فرماید : يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ – بقره 21 - اى مردم پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه پيش از شما بوده‏اند آفريده است پرستش كنيد باشد كه به تقوا گراييد.

ضامن حرکت در صراط مستقیم : وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ – انعام 153 - و [بدانيد] اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راه‏ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه به تقوا گراييد.

پیغام (373)  توسط : اشرف افلا طونیدر مورخه : پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388
گفتم دلم هوای یار نموده است کفتا بیا که دل بی قرار است


گفتم چگو نه ز ین بند بگسلم گفتا بیا بقیه کار با من است



گفتم چرا چنین دیر وقت گفتا هر وقت که با شد ا نهم با من است

پیغام (372)  توسط : اشرف امرالهیدر مورخه : پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388
با سلام
در تکمیل سخن دوست عزیزی که در مورد تقوی تحقیق کرده بودند،همان طور که نتیجه تحقیق شما نشان می دهد؛تقوی به معنی پوشش و حفاظ است و متقی کسی است که صاحب پوشش شده است.در قرآن هم به این موضوع اشاره شده که" ان کل نفس لما علیها حافظ"(طارق-4)
حفاظ موضوعی است که خالق در طرح هوشمندانه خود پیش بینی کرده است و همگی ما بالقوه آن را دارا هستیم و بالفعل کردن آن جز رسالت ما قرار دارد.
علت وجود حفاظ مقاومت و حملاتی است که بخش ضد کمال در برابر هر حرکتی که به منزله ی کمال انجام شود،نشان می دهد.
پس بدیهی است که برای بهره مندی از تبعات کمال،گام اول فعالسازی حفاظ است زیرا بدون پوشش و حفاظ حملات بخش منفی مانع از دریافت درست هستند.در آیاتی که در قرآن به تقوی اشاره شده این معنا را می توان به خوبی استنباط کرد.موضوع تشخیص نیاز به ذهنی دارد که تحت حمله نباشد.وجود بینش وآگاهی درست عاملی است که سختی را آسان و مسیر را هموار می کند و این همه جز به مدد اتصالی در حفاظت حاصل نمی شود و در مجموع در سایه حفاظت امکان بهره مندی از اتصال و استفاده از حلقه های رحمت عام و رحمانیت الهی میسر می گردد.

پیغام (371)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : پنجشنبه، 29 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
با سلام به همه دوستان همراه
امیدوارم شاد و سلامت و موفق تو مسیر کمال رو به پیشرفت باشید.
خواستم یه تشکر کنم از آقای جمال خضری که بسیار جامع و کامل پاسخ دادند.واقعاً خوشا به سعادتتون که شاگرد خوب این مسیر هستید.
سهیلا جون می دونی که با یاد خدا هر لحظه می شه نفسی تازه کرد ولی خوب حتماً تو شرایطی هستی که برات سخته و اجازه نفس تازه کردن رو بهت نمیده کاملاً درکت می کنم لطفاً اگه جایی پیدا کردی منم با خودت ببر .البته اینم بگم هنر ما در اینه که تو اوج همین مشکلات بتونیم با یاد و توکل بهش نفسی تازه کنیم ولی خوب....

مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمدو گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟
او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد .
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي.مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
هيچ وقت به خودت مغرور نشویم ....... برگ ها هميشه وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن!!!!!!!!

التمـــــــــــــــــــــاس دعــــــــــای فراوان
با آرزوی توفیق الهـــــــــــــــــــــــــی

پیغام (370)  توسط : جمال خضریدر مورخه : چهارشنبه، 28 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و عرض ارادت خدمت همه همراهان صمیمی و اساتید محترم عرفان کیهانی خصوصا استاد طاهری بسیار عزیز و ارجمند.

مدتها بود که مایل بودم بحثی در باره تقوی و اینکه متقین چه کسانی هستند، داشته باشیم، تا اینکه خود اقدام به این کار نمودم و مطالعاتی داشتم که در این زمینه به شرح ذیل تقدیم می گردد. امیدوارم همچون گذشته اساتید محترم اشکالات و ابهامات آن را با درایت و خردورزی همیشگی خود برطرف نمایند. با تشکر از زحمات همراهان صمیمی و طلب خیر برای همگی.

تقوي از ماده «وقي، يقي، وقايه » به معني هر چيزي كه با آن چيزي را نگاه دارند(حفاظ)، نگاهدارنده(سپر) ، خويشتن داري(کنترل) ، مراقبت كردن ، انجام كارى براى در امان ماندن از خطرى یا حفظ شی ء از آنچه که مایه اذیت و ضرر آن است.

تقوی یعنی خطر پرهيز شده از ناحيه فعل اختيارى خود شخص.

به بيان ديگر تقواي الهي همان حفاظ و نيرويي است كه فرد و جامعه را از آسيب هاي مادي و معنوي مصون و محفوظ مي دارد و روند تكاملي انسان و جامعه را در جهت قرب الهي تسريع مي كند.

دو اثر مهم در قرآن مجيد براي تقوي ذكر شده:
يكي خوش بيني و بصيرت است كه در آيه 29 از سوره انفال مي فرمايد: «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا».
يعني اگر تقواي الهي داشته باشيد، خداوند براي شما مايه تميز و تشخيص مي دهد.

ديگري حل شدن مشكلات، آسان شدن كارها و بيرون آمدن از تنگناها و مضايق است كه در سوره «طلاق» آيه 2 مي فرمايد: «و من يتق الله يجعل له مخرجا» يعني هر كس كه تقواي الهي داشته باشد، خداوند براي او راه بيرون شدن از شدائد را قرار مي دهد.

همچنين در همان سوره، بعد از دو آيه مي فرمايد:«ومن يتق الله يجعل له من امره يسرا» هر كس تقواي الهي داشته باشد، خداوند يك نوع آساني در كار او قرار مي دهد.
و همچنین در سوره اعراف 95 می فرماید: و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض؛ چنان که مردم آبادی‏ها همه ایمان و تقوا داشتند، درهای رحمت آسمان و زمین را برای آن‏ها می‏گشودیم.

و حجرات 13 - ان اکرمکم عندالله اتقیکم‏؛ گرامی‏ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
و مائده 27 - انما یتقبل الله من المتقین‏؛ خداوند اعمال را از متقین می‏پذیرد.

حضرت علی (ع) می فرماید: اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز؛ ای بندگان خدا، بدانید که تقوی دژی است مستحکم و غیر قابل نفوذ.

بعضی تقوا را به حالت کسی تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور می کند، سعی دارد دامن خود را کاملاً برچیند و با احتیاط گام برمی دارد، مبادا نوک خاری در پایش بنشیند و یا دامنش را بگیرد.

قرآن کریم تقوی را به لباس تشبیه کرده است: و لباس التقوی ذلک خیر
تشبیه تقوی و پرهیزگاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویایی است؛ زیرا لباس هم، بدن انسان را از سرما و گرما حفظ می کند و هم، سپری است در برابر بسیاری از خطرها و هم، عیوب جسمانی را می پوشاند.

تقوی مقدم بر اطاعت است. فاتقوا الله و اطیعون

تقوی بستگی به میزان توانایی انسان دارد. فاتقوا الله مااستعتم

پیغام (369)  توسط : سهیلا سرمدی در مورخه : سه شنبه، 27 بهمن ماه ، 1388
من به دنبال فضایی میگردم' لب بامی' سر کوهی' دل صحرایی ' که در آنجا نفسی تازه کنم:((
التمـــــــــــاس دعــــــــــای فراوان

پیغام (368)  توسط : مریم مخبردوراندر مورخه : دوشنبه، 26 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : mary_mokhber@yahoo.com
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس

سند عشق ، به امضا شدنش می ارزد

گرچه ! من ، تجربه‌ای از نرسیدن‌ هایم !

كوشش رود ، به دریا شدنش می ارزد

كیستم ؟ … باز همان آتش سردی كه هنوز

حتم دارد ... كه به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو ، فرو ریختنِ ٍ دم به دمم

به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد

نگهش دار ! به موسی شدنش می ارزد

سال‌ها ، گرچه كه در پیله بمانَد غزلم

صبر این كرم ، به زیبا شدنش می ارزد

جانم فدای جانان

پیغام (367)  توسط : اشرف افلا طونیدر مورخه : يكشنبه، 25 بهمن ماه ، 1388
اشک من از روی حسر ت است اشک من از برای غفلت است

اشک من با شد چرا دور بودم زیار اشک من باشد از سوز دلم

اشک من بیدار می کند مرا اشک من جارو کند این راه را

اشک من آتش را خا موش می کند اشک من چون شمع نورافشانی کند

ببار ای اشک خوش یومن من تو نباشی کی شود آ رام دلم

من اکنون شیدای توام اشک من باشد گواه این دلم

پیغام (366)  توسط : فاطمه علی اکبردر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : 1+
سلام بر شما( افسانه سالاری) عزیزم یک توضیح کلی می دهم خدمتتان

زیرا در باب تخصصی آیات بنده واجد گفتگو نیستم. با احترام عرض می کنم:


(فنا) مرحله ای از(( زوال شعور)) است ؛ بر اثر استیلای ظهور (حق) بر باطل.

پس هر چه به انکار حق افتد

مستحق فنا به معنای زوال و نابودی ست. چیزی غیر از او تحقق نیابد و بالنده نشود.

و براستی که وجود ندارد!

اما بلبل باغ آگاهی

فنای فی الله تبدیل صفات بشری به صفات حق تعالی و خصایص الهی ست.

که سه مرحله دارد (محو، طمس، محق)

این فنا بیرون آمدن است از( خودبینی) . که نظر را به جلال خدایی اندازد؛ به نحوی که


به ادراک (وجه الله) در آیی. و هر آنچه از آفریده ها و موجودات را در حقیقت خلقت می یابی.

عزیزم ، این شهود یکی از قوه های عملی ادراک است که هر نگاه دیگر را مستهلک نماید.

چراکه تو رابه درک ذات نزدیک نموده .

برای این ادراک سلوکی واجب است و هدایتی و نیز بینشی. که در دروس (عرفان حلقه)

ممکن افتد انشاء الله.و بسی شکر واجب.

مانند همانوقت است که نور ستارگان در جنب نور (خورشید) فنا یابد و

در نظر ناید. فنای عابد است در (حق).

و چه زیباست در این پرسش شریف شما غور نمودن به آداب بندگی. که:


هیچ کس را نگردد تا او فنا........نیست ره در بارگاه کبریا

چیست معراج فلک این نیستی ....عاشقانرا مذهب و دین نیستی (مولوی)


عرایس الله المجنون عند ه فی خزائن غیوبه.


سلام بر گنجهای پنهان وجود......... (ساقی)

پیغام (365)  توسط : قاسم صمدیدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388
با سلام به همه و تشکر بسیار از استاد برای تلاش بی وقفه.
کامنت 358 :
وجه الله همان مرتبه حقیقی و باقیست وهر چه از اوست ،نیز وجه اوست.
وجه در آیه اول،صورت و در آیه دوم، معنی است و همانطور که مستحضر هستید،صورت از بی صورتی آمد برون لذا انا الیه راجعون. هردو وجهِ یک چیز است در مراتب. تجلیات هم وجه الله است هر چند فانی باشد.
نامش گرامی و فیضش با همه ذرات.

پیغام (364)  توسط : معصومه هراتی اصلدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388
با سلام به دوست محترم افسانه
بنظر مياد در آيه( فاينما تولوا فثم وجه الله) به جزييات جهان هستي اشاره شده كه هر جزيي از ذرات هستي نماينده و ولي خداوند هستند و گوشه اي از تجلي ذات الهي هستند مثل هوشمندي يا شعور حاكم بر جهان هستي كه ما از اين طريق با او مرتبط و متصل وآشنا ميشويم(اين همه عكس مي و نقش مخالف كه نمود يك فروغ رخ ساقي است كه در جام افتاد) ولي در آيه (كل شي هالك الا وجه)به كل اشاره شده كه بالاتر از حتي هوشمندي كل هستي ميباشد و چون مرتبه لا مكان لازمان و لاتضادي را داراست گويي هيچ چيز غير ازاو موجوديت ندارد در عين اينكه هيچ ذره اي از بين نرفته بلكه بنوعي مركز هستي محسوب ميشود .

پیغام (363)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 358 سرکار خانم افسانه سالاری
با سلام و درود خدمت شما
چنانچه در کتاب استاد طاهری مطالعه کرده باشید ، ما یک بحث حقیقت داریم و یک بحث واقعیت. یک تعبیر از حقیقت ، پشت پرده واقعیت است.
حالا واقعیت جهان هستی چه چیزی در پشت خود دارد؟ تعابیر متفاوتی میتوان داشت که دو تعبیر خیلی مهم از پشت پرده های جهان هستی ، یکی عدم (و در واقع مجاز (به فتح میم) بودن) آن و دیگری وجه الله بودن آن است
اگر شما جهان هستی را به دیده یک واقعیت مجازی ببینید ، مشخص میشود که چرا همه چیز نابودشدنیست الا وجه الله
مثال کتاب استادطاهری: اگر مستطیلی را حول یک محور به سرعت بچرخانیم آنگاه یک استوانه مجازی ، "واقع" میشود و اگر "حرکت" متوقف شود ، آنگاه پشت پرده آن استوانه میماند که همان مستطیل دوار (که اکنون ساکن شده) میماند
یک تعبیر دیگر هم میتوانیم داشته باشیم و آنهم بحث "من دون الله" است به این صورت که اگر ما اسیر جلوه های ظاهری و واقعیات این دنیا بمانیم و از حقیقت و باطن این دنیا دور بمانیم ، در واقع سرمایه ای جمع کرده ایم که کاربرد آن ، خاص و ویژه این جهان دوقطبیست و در مراحل دیگر حرکتمان به سوی خدا الیه راجعون) ، به دردی نمیخورند (حالا بماند که محور وجودیمان چه تغییراتی میکند که آنرا هم در پیغام 287 یاداوری نمودم) و به نوعی نابودشدنی هستند.
انشاالله که ولو اندکی مفید بوده باشد. از سایر عزیزان خواهشمندم در تکمیل این بحث ، همکاری مبارکی نمایند
با طلب خیر

پیغام (362)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 359 سرکار خانم مینا عقیلی
با سلام و درود خدمت شما
سرکار خانم اصل مطالب ، مربوط به عرفان عملی میباشند که در ارتباطات در حلقه های مختلف خودشان را معرفی میکنند که اولین این حلقه ها ، حلقه فرادرمانی در ترم یکم میباشد
همانطور که استاد طاهری هم در کتاب اشاره کرده اند به نظر نمیرسد که صرف مطالعه مطالب تئوری کمک زیادی نماید و موضوع در ارتباط خودش را بهتر نشان میدهد لذا توصیه میکنم که حتی الامکان در کلاسها حضور یابید و برای پیدا کردن کلاس مناسب و نزدیک به خودتان با دفتر موسسه تماس بگیرید
با آرزوی توفیق برای شما و طلب خیر

پیغام (361)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
بقا حق راست باقی جمله فانی است
بیانش جمله در «سبع المثانی» است
به «کل من علیها فان» بیان کرد
«لفی خلق جدید» هم عیان کرد
بود ایجاد و اعدام دو عالم
چو خلق و بعث نفس ابن آدم
همیشه خلق در خلق جدید است
و گرچه مدت عمرش مدید است
همیشه فیض فضل حق تعالی
بود از شان خود اندر تجلی
از آن جانب بود ایجاد و تکمیل
وز این جانب بود هر لحظه تبدیل
ولیکن چو گذشت این طور دنیی
بقای کل بود در دار عقبی
که هر چیزی که بینی بالضرورت
دو عالم دارد از معنی و صورت
وصال اولین عین فراق است
مر آن دیگر ز «عند الله باق» است
مظاهر چون فتد بر وفق ظاهر
در اول می‌نماید عین آخر
بقا اسم وجود آمد ولیکن
به جایی کان بود سائر چو ساکن
هر آنچ آن هست بالقوه در این دار
به فعل آید در آن عالم به یک بار

پیغام (360)  توسط : جمال خضریدر مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
هستی که ظهور می‌کند در همه شی
خواهی که بری به حال او با همه پی
رو بر سر می حباب را بین که چسان
می وی بود اندر وی و وی در می وی

ابوسعید ابوالخیر

پیغام (359)  توسط : جمال خضریدر مورخه : جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و آرزوی سلامتی برای همه همراهان عزیز و محترم
در پاسخ به سئوال همراه محترم سرکار خانم افسانه سالاری نکاتی چند در خصوص وجه الله تقدیم می گردد شاید با بضاعت اندک بنده راه گشا باشد و اساتید محترم آن را تکمیل و اصلاح فرمایند. با تشکر

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

الف - بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد (۱۱۲بقره) پس طبق این آیه کریمه تمام وجود، وجه الله است.

ب - کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ - وَ یَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُوالْجَلالِ وَ الْإکْرَامِ
هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است (۲۶) و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند (۲۷) الرحمن
مراد از وجه الله تعالى که زوال پذیر نیست همانا اسماء الهیّه است چون وجه الله را که فنا و زوال در او راه ندارد تفسیر به اسماء خود نموده و صفت عزّت و جلالت را بر آن مترتّب ساخته است. یعنى "وجه" پروردگار تو که آن وجه ذو الجلال و الاکرام است باقى است. و چون مى‏دانیم که وجه هر شى‏ء عبارتست از آن چیزى که مواجهه بدان حاصل مى‏شود، بنابراین وجه هر چیز مظهر آن چیز است، و مظاهر، همان اسماء خدا هستند که مواجهه خدا با تمام مخلوقات به وسیله آنها انجام مى‏گیرد، و نتیجه آن این مى‏شود که تمام موجودات فنا و زوال پذیرند(مجاز) مگر اسماء جلالیّه و جمالیّه(حقیقت).

پ - کُلُّ شَىْ‏ءٍ هالِکٌ الا وَجْهَهُ
هر چیزى فنا و نیستى پذیر است مگر وجه پروردگار.القصص 88

ت - ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ.
آنچه پيش شماست تمام مى‏شود و آنچه پيش خداست پايدار است . النحل 96

پس می توان اینطور نتیجه گرفت که آنچه که مجازی است (زمینی-عندکم-کل شیء) فنا پذیر و آنچه که حقیقی است(آسمانی-عندالله- وجهه) بقا و ثبات دارد و فنا ناپذیر است .

پیغام (358)  توسط : فاطمه علی اکبردر مورخه : جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : 1+
سلام بر لحظهء عزیمت پیامبر اسلام


خدایا این لحظه با که فریاد کنم؟! ارتباط ویژه بود که نوای رحلتیم آمد.


آن شب که رسول الله لوح و قلم خواست تا آخرین خط بنویسد:

((بعد از من گمراه نشوید.))

هیاهو کردند؛ گفتند کتاب خدا هست وصیت برای چه؟!

گفتند او که لب به وحی می گشود هذیان می نویسد! وا مصیبتا!

الهی ...شاهدی که کتاب وحی بود و با رفتن رسول تو ؛ بی عشق و تعهد تزویر کردند.


رسول خدا دو وصیت گفتند و سومین وصیت را (خاموش) ماندند! لبهای وحی خاموش شد. انالله و انا الیه راجعون...


و او که پس از رحلت ایشان جهاد با (سکوت) کرد( علی علیه سلام) بود.


سالهای سال سکوت کرد و سکوت و........... سکوت.....


و چه زجری بود به جان آگاه او و فاطمه .


انصار هم پس از رحلت رسول استدلال کردند و سیاست نمودند تا مترادف محمد(ص) ؛ علی (ع) نشودجانشین. دریغا حکم ناحق.


پس (صداقت) با قامت رسول الله به خاک رفت و سیاست بر مدینه ماند.


به کلام وحی تداوم ده و به عترت زنده کن.


یارب در این ضلالت بی قرار ؛ نور هدایتی باید تا صلای بیداری یابم.

ندایی که دل لبریز کند به وحی معیت.


ایمانی آکنده به امید انتظار و شایسته به اختیاری آگا ه و هوشمند به رحمانیتت.


به خدا که تصادفی نبود پیامبر اسلام در بستر احتضا ر خود به فاطمه (س) تسلیت می گویند!


همه چیز روشن است.


فاطمه (س) شاهد خانه نشینی علی (ع) شد و تکه تکه شدن اسلام را دید.


همه آنها که در چشم پیامبر محبوب بودند...سلمان , ابوذر, عمار, مقداد,...در نبود ایشان خوار شدند.


ارزشها عوض شد و تنها علی علیه السلام جوانی سی و چند ساله بی دسته و قبیله در برابر شیوخ ماند و تمام دلاوری را


به وفاداری و امانتداری ادا کرد.

آنها که او را پس از رحلت رسول الله (ابوتراب) خواندند؛ که (( علی ع نماز نمی خواند!)) مردی که کاتب وحی بود!


عقده های خویش را فریاد کردند.


یا رسول الله؛ چه باید گفت؟ با که باید گفت؟!


استاد بزرگوارم بازهم چراغ هدایتیم باید ...تسلیی باید! مخمور جام عشقم (ساقی) بده شرابی.. که به انتظاریم....23بهمن 1388

پیغام (357)  توسط : مینا عقیلیدر مورخه : جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388
من اطلاعات كمي در مورده فرادرماني دارم.البته يك جلسه كلاس دوره 1 رفتم و كتاب انسان از منظري ديگر رو خوندم.آيا از طريق اين سايت ميتونم همه مطالب رو ياد بگيرم؟
ممنون.

پیغام (356)  توسط : افسانه سالاریدر مورخه : جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : myth.juve@gmail.com
در آیه ای از قرآن کریم میخوانیم :" فاینما تولوا فثم وجه الله" و در آیه ای دیگر :" کل شی هالک الا وجه" با توجه به آیه ی اول به هر چه بنگریم وجه خداوند را میبینمیم اما در آیه ی دوم گفته شده همه چیز هلاک خواهد شد جز وجه خدا.ارتباط این دو آیه چگونه است؟ ؟اگر همه ی جهان هستی وجه خداست و وجه خدا نیز هلاک نمیشود پس آنچه فانی است چیست؟آیا وجه در این دو آیه معنای متفاوتی دارد؟

پیشاپیش از راهنمایی دوستان تشکر میکنم.

پیغام (355)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : چهارشنبه، 21 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
سلام

امروز صبح وقتی از خواب بر خاستی تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف خواهی زد فقط در چند کلمه و یا از من به خاطر چیزهای خوبی که دیروز در زندگی تو اتفاق افتاد تشکر خواهی کرد.اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.
هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی میدانستم که می توانی چند دقیقه ای توقف کرده و به من سلام کنی اما تو خیلی سرگرم بودی.
زمـانی که پانزده دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می دادی فکر می کردم که می خواهی با من سخن بگویی اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیزهای بی اهمیت بگویی.من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه می کردم و تو آنقدر مشغول بودی که هیچ چیز به من چیزی نگفتی.
موقع نهار خوردن متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با من حرف می زنند اما تو چنین کاری نکردی.باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی.
به خانه رفتی و به نظر می رسید که کارهای زیادی برای انجام دادن داری و بعد از انجام چند کار تلویزیون را روشن کرده و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی.
من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم که بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی. هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته ای. بعد از گفتن شب به خیر به خانواده سریعا بسوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست شاید نمی دانستی که من همیشه آن جا با تو هستم.
من بیش از آن که تو بدانی صبر پیشه کردم. من حتی می خواستم به تو بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی.
من به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.
چقدر مکالمه یک طرفه و یک جانبه سخت است!
بسیار خوب تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یک بار دیگر فقط برای عشق به تو منتظر خواهم ماند. به امید این که امروز مقداری از وقتت را به من اختصاص دهی.

روز خوبی داشته باشی.

دوست تو خدا

پیغام (354)  توسط : هانیه علویدر مورخه : سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : ho0oney251@gmail.com
دانه اي بر زميني افتاد بي باغبان ... ولي خواست تو بود كه آن دانه عقيم نماند.

آفتاب رحمتت بر دانه تابيد, دانه در زمان و لازمان و آن زمين حادث شد... رشد مي كرد و ريشه هايش در زمين بيشتر و بيشتر و عميقتر عميقتر فرو ميرفت

و زمين درد را تجربه ميكرد....

زمان گذشت.

دانه درختي شد كه محصول ميداد و زمين , زميني بود پر ثمره.

آن دانه....چه هديه ي زيبايي به زمين دلم دادي
عشقي كه رحمت تو بر آن تابيد تا عقيم نماند و به ثمر برسد.و محصول عشق دهد.

و معشوق چگونه از عاشق سپاسگذاري كند كه ما هر چه كنيم عاشق ترين ما در مقابل او معشوق است و عاشق اوست.



پیغام (353)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
با سلام خدمت همگی دوستان
اقای بهادری میخواستم ازتون بابت بودنتون تشکر کنم.وقتی دوستی سوالی مطرح میکنه باب معرفتی بروی همه گشوده میشه که حضور مسترهای عزیز در این راه برکت و اگاهی است.
[...]

پیغام (352)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 331 جناب آقای فخری زاده
با سلام و درود خدمت شما
دوست عزیز در باب سخن شما چند نکته ای را یادآور میشوم
اول اینکه بحث عدل (و طبیعتا در مقابلش ظلم) بحثی بسیار ظریف هستش بطوریکه به قول استاد طاهری تا بهمون نشون ندن نمیتونیم دقت و ظرافتشو درک کنیم لذا شاید نتونیم تعریف دقیقی بطوریکه حق مطلب ادا بشه از قضیه عدل ارائه بدیم
در قسمت دیگری از نقض قوانین جهان هستی گفتید. دوست عزیز قطعا تایید میفرمایید که ما تمام قوانین جهان هستی رو نمیدونیم و به همین دلیل نمیتونیم خیلی راحت از نقض قوانین سخن بگیم و به هر حال وقوع هر پدیده ای تابع قوانین خاص خودش هست
[...] انشاالله که مکتوب بنده ولو اندک ، به شما ایده ای نسبت به این جریانات داده باشه. بحثیست مفصل که خوشحال میشم با شما ادامه اش بدم و دیگر عزیزان نیز در تکمیل این مقوله همکاری مبارکی کنند
با طلب خیر

پیغام (351)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 349 سرکار خانم مرجان اندرودی
با سلام و درود خدمت شما
قبل از اینکه نکاتی رو براتون یادآور بشم بگذارید یک سوالی بپرسم که تضادتون به اوج برسه!
آیا خواندن ذهن یک فرزند برای پدر و مادرش که قطعا نیت خیر دارن و میخوان به فرزندشون کمک کنن ایرادی نداره؟
ما ، ذهن خوانی رو جزو ابزارهای تخصصی شبکه منفی میدونیم. چرا؟
از بالا ، پله پله پایین بریم
اول اینکه درون هر فردی ، روح الله وجود دارد (...و نفخت فیه من روحی...) لذا درون هر فردی ، بیت الله میباشد و به همین دلیل ، مقدس و دارای حرمتیست که هر کسی وارد آن نشود.
دیگر اینکه ذهن هر فرد ، حریم خصوصی وی میباشد و آیا نفوذ به حریم شخصی افراد مجاز است؟
و اینکه ذهن هر فرد حاوی مجموعه ای از اسرار شخصی او میباشد و اینکه اسرار فردی به دست دیگری بیفتد به نظر شما مجاز است؟ یک فرد ذهن-خوان چه تضمینی برای امانتداری و یا استفاده صحیح از اطلاعات و یا نفوذ تا حدی مشخص را میدهد؟
آیا قبول دارید که ذهن خوانی ، مستلزم نفوذ به دیگران است؟ یعنی اینکه ذهن هر فردی از دسترس مستقیم دیگران به دور است و نفوذ به آن ، نیازمند شکستن بعضی سدها.. آیا ما میدانیم نتیجه این کار چیست؟ اگر سدهائی شکسته شوند ما چه تضمینی برای کنترل ورودیها و خروجیها داریم؟ منظور من عمدتا در قضایای تشعشعاتی هست.
به عبارتی در ذهن خوانی ، نوعی شعورمنفی سوار قضیه میشود که در بحث شعور ، میدانیم که ایجاد یک شعور مثبت یا منفی ، در صفر ثانیه کل جهان هستی را متأثر میکند زیرا شعور ، قضیه ایست کیفی.
حالا با این دید ، چه کسی حاضر میشود که مسئولیت ایجاد یک تشعشع منفی برای کل جهان هستی را به گردن بگیرد؟
شاید شما در جواب بنده ، درنظر گرفتن مصالح اجتماعی یا فردی را ذکر بفرمایید.
جواب بنده این خواهد بود: شاید در چند مورد محدود و در کوتاه مدت ، یک سری آثار به ظاهر مفیدی مشاهده گردد ولیکن در درازمدت که این امر رایج گردد و هر کسی بتواند ذهن دیگری را بخواند.. به اصطلاح سنگ روی سنگ بند نمیشود.
و در باب مصالح فردی نیز چنین است. فکر نمیکنید با پی بردن به درونیات کسی و تعیین تکلیف برای او ، درواقع از او سلب اختیار میشود؟
و یک مطلب دیگر هم اینست که در ذهن خوانی ، برای فرد مطالب درون ذهن خودش بازگو میشود که خودش هم آنها را میداند! آنهم به بهای شکستن سدها و حریمها!
و نکته آخر اینکه به نظر نمیرسد که ذهن خوانی یک توانایی فردی باشد و درواقع یکی از کرامات(!!) شبکه منفی است و کمک گرفتن از "من دون الله" میباشد اما خود یک ذهن خوان برای شما سخن از حس ششم و الطاف الهی و نیروهای روانی و این قبیل مسائل میکند.
انشاالله که مفید بوده باشد. یاری سایر عزیزان در تکمیل این بحث ، مبارک است
با طلب خیر

پیغام (350)  توسط : مریم مخبردوراندر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : mary_mokhber@yahoo.com
نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو می دوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درآ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمی دهد امان...

پیغام (349)  توسط : بی بی فاطمه منصوریدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388
سلام
خدمت آقای طاهری عزیز

مطالب و دریافت ها تون بسیار عالی و شگفت انگیز و واضح وروشن اند که هرکسی میتونه بفهمه
خوشحالم که با این کلاسها آشنا شدم
همیشه دنبال حقیقت هستی و آفرینش بودم
امیدوارم بتونم به این حقیقت معرفت برسم

با آرزوی سلامتی و شادکامی روزافزون شما و همراهان عرفان کیهانی

پیغام (348)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
سلام به همه دوستان همراه
با آرزوی همیشگی برای همه، سلامتی شادی و موفقیت در این مسیر.
زهرا جان متن هایی که گذاشتی بسیار زیبا و دلنشین بودند.
قصه گنجشکی که گفتی عین واقعیت بود. هیچ کدام نباید شک کنیم که اثر انگشت خدا بر هر چیز هست مخصوصاً ما که همگی هدفمان ادامه مسیرش هست و فقط یاریش را می طلبیم.فقط صبرمون کمه و اصلاً حواسمون نیست که چقدر از حمایتش و اینکه داره همه چی رو طوریکه به نفعمون هست درست جلو می بره غافلیم . یادمون نره که " وتواصوابالحق و تواصوابالصبر "
حتماً می دونید من خودم پر از مشکل و گرفتاری هستم که اگر هر کدام رو به تنهایی قبلاً داشتم با شناختی که از خودم داشتم امکان نداشت بتونم تاب بیارم ولی الان به راحتی پشتیبانی خدا رو در لحظه لحظه زندگی ام می بینم.
اگر ما گرفتار مشکلاتی هستیم یا خود انتخاب کرده ایم (بحث اختیار ) یا بازتاب است یا از همین طریق قرار است ارتقاء پیدا کنیم.
خدای مهربون داره رحمتش هر لحظه شامل حالمون می شه یا ما مثل گنجشکه نمی دونیم که اونچه می گذره به نفعمون هست و یا کرده خودمون هست و نمی شه توقع داشت که خداوند عدالتش رو ببره زیر سوال و بازتاب و ... ما رو نادیده بگیره، همه چب شامل قانونه .
دوستان شاید این مثال رو شنیدید که :
اگه یه بچه جلوی پدر و مادرش شیون و زاری می کنه که چاقو رو ازشون بگیره و اونا چاقو رو بهش نمی دن به این دلیله که حتماً به خودش آسیب می رسونه چون طریق استفاده اش رو هنوز نمی دونه و به خودش آسیب می رسونه ولی همین که این بچه کمی بزرگتر بشه و طریقه استفاده از چاقو رو یاد بگیره مطمئناً میدن دستش تا تجربه کنه .
و یا مثال استاد گرامی (البته اون در مورد مرگ و ... بود ولی در این مورد هم صدق می کنه )
که یه مادر اگه بچه اش مریض می شه و گاهی به زور بهش داروی تلخ میده که بخوره تا خوب بشه شاید اون بچه فکر کنه که چه مادر ظالمی داره ولی خودش خبر نداره که برای بهبودش داره اون داروی تلخ رو بهش می ده بخوره و...
ماها امثال این مثال ها رو شنیدیم، خود من هم اینها خیلی به دلم نشسته ولی گاهی از یادمون می ره و همش فکر می کنیم چرا خدا ما رو فراموش کرده یا چرا فلان مشکل رو داریم و یا چرا فلان ماجرا پیش اومد ؟!
در هر صورت بیایید همگی ازش بخوایم و برای هم دست به دعا برداریم که از اینکه گاهی یا بهتر بگم بیشتر اوقات دلش رو شکوندیم مارو ببخشه و دیگه لحظه ای فکر نکنیم که ما رو فراموش کرده و یا از ما غفله.
التمــــــــــــــــــــــــــــــاس دعــــــــــــــــــــــــــای فراوان
با آرزوی توفیق الهی

پیغام (347)  توسط : مرجان اندرودیدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : eynakha@yahoo.com
سلام.
با درود فراوان.
می خواستم یک سوال مطرح کنم...
در فیلمی خارجی در تلویزیون دیدم که خانمی قدرت ذهن خوانی داشت و این بسیار آزارش می داد.تا اینکه یک روانشناس کمکش کرد تا این قدرت رو روی خوندن ذهن جنایتکارها متمرکز کنه...پس تونست به پلیس در اجرای عدالت کمک کنه ..دچار تضاد شدم...می خواستم راهنماییم کنید ببینم ذهن خوانی چه ایرادی داره ؟اگر به این شکل استفاده بشه..ممنون.

پیغام (346)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
با سلام و درود خدمت تمامی همراهان
و خسته نباشید برای مدیران محترم سایت
و تشکر از سرکار خانم زهرا زنديه و سرکار خانم زهرا رضایی برای مطلب زیبایی که گذاشتند
و پوزش از تاخیر در ارسال بعضی جوابها بدلیل مشکلات اینترنت
و تشکر از سرکار خانم سیده فاطمه امیرخلیلی برای یادآوریشان. متوجه هستم که فعلا ظاهرا کل شبکه مشکلاتی دارد که انشاالله به زودی برطرف میشود.
با طلب خیر برای تمامی همراهان

پیغام (345)  توسط : Webmasterدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : webmater@interuniversalfans.com
با سلام
به دلیل مشکلات اینترنت در هفته اخیر، این امکان هست که ایمیل شما به دست ما نرسیده باشد و یا ایمیل ما به شما ...

لطفا ایمیل این یک هفته اخیر را دوباره برایمان بفرستید...

با سپاس

پیغام (344)  توسط : سوگل تاجیک در مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : sogol.tajik@yahoo.com
سلام .مرسی ازمطالب خیلی قشنگ وبادرایت شما.من همیشه مطالب زیباوپرمعنای شمارانگه میدارم وازآنهااستفاده میکنم .ازبابت دیروزخیلی ممنون .حتمایک روزبه کلاست میام وازنزدیک شمارامیبینم .سوگل

پیغام (343)  توسط : جمال خضریدر مورخه : دوشنبه، 19 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : jamalkhezri2003@yahoo.com
با سلام و درود فراوان خدمت همه همراهان عرفانی و صمیمی خصوصا استادان بزرگوار آقایان باختری و دکتر بهادری

یک تجربه یک آگاهی

گوهر خود را هويدا کن،کمال اين است و بس خويش را درخويش پيدا کن، کمال اين است وبس
سنگ دل را سرمه کن درآسياي رنج و درد ديده را زين سرمه بينا کن، کمال اين است وبس
هم نشيني با خدا خواهي اگردرعرش رب در درون اهل دل جا کن، کمال اين است وبس
هر دو عالم رابه نامت يک معما کرده اند اي پسرحل معما کن،کمال اين است و بس
دل چو سنگ خاره شد،اي پور عمران با عصا چشمه ها زين سنگ خارا کن، کمال اين است وبس
پند من بشنو به جز با نفس شوم بد سرشت باهمه عالم مدارا کن، کمال اين است و بس
اي معلم زاده از آدم اگر داري نژاد چون پدرتعليم اسما کن، کمال اين است وبس
چند مي گويي سخن از درد و رنج ديگران خويش را اول مداوا کن، کمال اين است وبس
سوي قاف نيستي پرواز کن بي پروبال بي محابا صيد عنقا کن، کمال اين است وبس
چون به دست خويشتن بستي تو پاي خويشتن هم به دست خويشتن وا کن، کمال اين است و بس
کوري چشم عدو را روي در روي حبيب خاک ره بر فرق اعدا کن، کمال اين است وبس...

پیغام (342)  توسط : محسن ولی بیگیدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : moh3n_vali@yahoo.com
کلاغ لکه ای بود بر دامان اسمان و وصله ای ناجور بر لباس هستی.صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس.با صدایش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی مینشست.صدایش اعتراضی بود که در گوش می پیجید.کلاغ خودش را دوست نداشت.بودنش را هم.کلاغ از کائنات گله داشت.کلاغ فکر میکرد در دایره قسمت نازیبایی تنها سهم اوست.کلاغ غمگین بود و با خودش گفت:(کاش خداوند این لکه را از هستی میزدود) پس بالهایش را بست و دیگر اواز نخواند. خدا گفت:(عزیز من صدایت ترنمی است که هر گوشی شنوای ان نیست.اما فرشته ها با صدای تو به وجد می ایند.سیاه کوچکم بخوان فرشته ها منتظرند)ولی کلاغ هیچ نگفت. خدا گفت:(تو سیاهی سیاه چونان مرکب که زیبایی را از ان مینویسند تو اگر نباشی ابی من چیزی کم داشت.خودت را از اسمانم دریغ نکن) و کلاغ باز خاموش ماند. خدا گفت:(بخوان.برای من بخوان.این منم که دوستت دارم.سیاهیت را و خواندنت را) و کلاغ خواند.این بار عاشقانه ترین اوازش را. خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد

پیغام (341)  توسط : فضل الله طباطباییدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388
خدمت دوستان و همراهان عزیز

با سلام , واقعآ مطالب بسیار مفیدی بود:
- مطالب زیبای خانم زندیه-خصوصآ مطلب گنجشک
-متن زیبا و پر بار دکتر بهادری عزیز( مثل همیشه)
-دعای دلنشین خانم مخبردوران
-پیغامهای پر معنای خانم لاجوردی
و همه و همه..... از همه ی شما سپاسگزارم
ضمنآ سرکار خانم تاجیک ! در صورت امکان ادامه ی شعر زیبای " گریه ام از غایت دلتنگی است."(مفتعلن مفتعلن فاعلن! را بنویسید. با تشکر

پیغام (340)  توسط : صدیقه میرزاییدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : sedigh-m@yahoo.com
گفتم تو چه را دورتر از خواب و سرابی
گفتی که منم با تو و لیکن تو نقابی اما تو نقابی

فریاد کشیدم تو کجایی,تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی

گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و , عطش باش سرا پا

گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست
گفتی چو شد این تشنه ترین قلب تو دریاست

گفتم که در این راه کو نقطه آغاز
گفتی که توی تو خود پاسخ این راز

پیغام (339)  توسط : فاطمه علی اکبردر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : 1+
سلام همراه خوب

یادت هست؟ همین جا گرداگرد آتش عشق (جشن عید قربان ) گرفتیم؟

نوبهاری بود! اما از قفلها و وابستگی ها بال پروازمان خیس باران ها بود . امرو چگونه ای ...آرزو کنم که در رقصی و به شکوفه ؟

یک روز از آن روزها که یادمان رفته...نمرودی بودیم که جای غرور خویش (ابراهیم ) سلام الله علیه... را به آتش قربانگاه انداختیم!

حواست هست؟ یادت آمد؟

نکند قربانی نشناسم و جای منیتم (ایمانم) را به آتش کشم! مراقب این عشق باش.

این نهال ترد را به یمنی مبارک شاخه کردی ؛ مشکنی!

مسیح باش و خود را به جلیله ببر. شیعه باش و ابن ملجم مباش ؛ معیت کن به رحمانیتی بی بدیل.

ابراهیم باش و اسماعیل ت ببر...بشناس و بعد قربانی کن. بشناس و بعد قربانی کن....

آفرینش از سر مستی آغاز گرفت؛ تو هم زیبایی بیافرین.......آفرین

هر روزتان عید باد مرامتان اسلام ؛ آبادانی تان به شوق...(ساقی) بهمن1388

پیغام (338)  توسط : سوگل تاجیک در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : sogol.tajik@yahoo.com
انسان هیچ وقت بیشترازان موقع خودراگول نمیزند که خیال میکند دیگران رافریب داده است .

پیغام (337)  توسط : زهرا زنديهدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388
از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،
خدا گفت: نه
رها کردن کار توست، تو بايد از آن ها دست بکشي
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد،
خدا گفت: نه
شکيبايي زاده رنج و سختي است، شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است
از خدا خواستم تا خوشي و سعادت ام بخشد،
خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت داده ام، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد
خدا گفت: نه
رنج و سختي، تو را از دنيا دورتر و دورتر و به من نزديک تر و نزديک تر مي کند
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشيد
خدا گفت: نه
بايسته آن است که تو خود سربرآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوي
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريد از خدا خواستم،
و باز خدا گفت: نه
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود را از هر چيزي لذتي به کف آري
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همان گونه که او مرا دوست دارد
و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم

پیغام (336)  توسط : زهرا زنديهدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388
گنجشک با خدا قهر بود
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد …
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و …
خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش را بست …
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدايیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت، های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

جايی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست ...

پیغام (335)  توسط : سوگل تاجیک در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : sogol.tajik@yahoo.com
گریه ام ازغایت دلتنگی است
بس که دلم عاشق یکرنگی است
پای دلم لنگ شد ازسنگتان
لنگ شدم یاکه دلم سنگی است
همنفسی نیست نفس راچه سود
علت این مرگ نفس تنگی است .....

پیغام (334)  توسط : سیده فاطمه امیرخلیلیدر مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388
[سلام خدمت دوستان گرامی
سلام اقای دکتر بهادری
با تشکر فراوان از راهنماییهای شما در حال حاضر چند روزی است gmailقطع شده است پوزش مرا بپذیرید.

پیغام (333)  توسط : مریم سردار گو گانیدر مورخه : شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388
گر چـه افـتاد ز زلـفـش گرهی در کارم
همچـنان چشـم گشاد از کرمش می‌دارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکـس برون می‌دهد از رخـسارم
پرده مـطربـم از دسـت برون خواهد برد
آه اگر زان کـه در این پرده نـباشد بارم
پاسـبان حرم دل شده‌ام شب همه شـب
تا در این پرده جز اندیشـه او نـگذارم
منـم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلـک همه قـند و شـکر می‌بارم
دیده بخـت بـه افسانـه او شد در خواب
کو نـسیمی ز عـنایت کـه کـند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نـمی‌یارم دید
با کـه گویم کـه بگوید سـخـنی با یارم
دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا
بـجز از خاک درش با کـه بود بازارم


حافظ

پیغام (332)  توسط : رزیتا لاجوردیدر مورخه : شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388
بدترين و خطرناكترين كلمات اينست:همه اينجورند(تولستوي)
چنان باش كه بتواني به هر كس بگويي:مثل من رفتار كن(كانت)
خط مستقيم نه تنها در هندسه بلكه در اخلاقيات هم كوتاه ترين راه است(راحل)
هر دردي را درماني است جز بد اخلاقي كه درمان پذير نيست(حضرت امير)
بزرگترين عمل غير اخلاقي اينست كه انسان انجام شغلي را كه از عهده آن بر نميايد بعهده بگيرد(ناپلئون)

پیغام (331)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
ظلم و امانت
و خدا ما را در بی زمانی آفرید
و از روح خود در ما دمید
و اسماء را به ما آموخت
وچون نظر کرد
و دید که ما بر ارض گام می نهیم
سرمست اینکه خلیفه اوئیم
خودش را نیز به ما امانت داد
تا ببینیم که چه می کنیم
و ما این امانت را گرفتیم
امانتی که چون بر کوهی فرود می آمد
آنرا غباری ناچیز می کرد
اما آنرا گرفتیم و سرمست سجود عالم به ما
گام بر ارض نهادیم
پس با آن امانت چه کردیم؟
روزی جایکش روبیدیم
و دگر روز آدم را نیک مالیدیم که این چه کار بود؟
روزی ذکرش گفتیم
و دگر روز فغان برآوردیم که اینجا کجاست؟
روزی نامش نهادیم
و دگر روز گریبانش گرفتیم که فلان و فلان چه بود؟
روزی صفتش دادیم
و دگر روز همسر و فرزندانش دادیم
روزی که خوش بودیم ، خوش خوردیم و خوش خوابیدیم!
و روزی که قایقمان اسیر چنگال طوفان و گرداب بود
ذات بی ذاتش را از عرش به زیر کشیدیم
و بانگمان گوش فلک را پر کرد که دستمان بگیر...
و چون بر ساحل عافیت قدم نهادیم
یکی که بستانکاریش ستده بود به راه خود رفت
ودیگری بر سبیل رسمها زبانی به شکر جنباند و رفت
و هیچکدام ندانستیم
که بر طریقت شکر باید نوری بتابانیم
نه که مثقالی گوشت را بجنبانیم
و هیچیک نگفتیم ک با این امانت چه میکنیم؟
باز روزی در آسمانها نهادیمش
و روز دیگر در قلبها
و یک روز هم اسیر زنجیر لغاتش کردیم
و روزی به خواندن "خدای من" به ملک مطلق خود آوردیمش
و روزی دیگر هم همچون غایبی ، "خدایا" خواندیمش
و چون رسولانش ما را به نماز فراخواندند
سجاده هامان را بر چرتکه هامان انداختیم
که آنجا نعمت است و آنجا آتش
پس سجودمان را در بند اعداد گماردیم
و منتش نهادیم که : ببین! ...
پس بر طریق ارتشاء
خونها از چارپایان زبان بسته ریختیم تا دنیامان بنوازد
و روز دیگر فلان و فلان را شفیع کردیم
بی آنکه سراغی از "حبل الورید" بگیریم
و نعمت بی حسابش را حساب کردیم
و پنداشتیم ارقام ، سفرکرده مان را به سلامت میرسانند
در ذات بی ذاتش غورها کردیم
و قلب را فلان پنداشتیم و دل را بهمان
آیا رسم این امانت چنین بود
که مطلق یکتا را به پایینش بکشیم؟
یکبار به خود نگفتیم که ای تن پرور! خودت بالا برو!
یکبار خواستیم که به استقبالش برویم؟
و این چنین است که بر خدا ظلم کرده و میکنیم
و وای بر روزی که آن امانت،
بر سبیل "ألست" از ما بپرسد
که با من چه کرده ای!
شانزدهم بهمن ماه 88

پیغام (330)  توسط : هانیه علویدر مورخه : جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : ho0oney251@gmail.com
بخواهيد به شما داده ميشود
طلب كنيد
وسيع است دروازه ي رحمتش
به اندازه ي همه ي آدما لطف داره
و به اندازه ي همه ي بدي ها بخشش

پیغام (329)  توسط : مریم مخبردوراندر مورخه : جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : mary_mokhber@yahoo.com
پروردگارا::::::
پروردگارا، مهربانا ...

مرا در آغوش امن خود بگیر و با من حرف بزن
مرا سرشار از آرامش خود کن

مرا در نور خود شستشو بده
بیهودگی سایه ها، نارضایتی ها، آرزوها، آزردگی ها، افکار نابجا
و هر آنچه را تصور میکنم خودم ساخته ام
و مرا از تو جدا کرده است به من نشان بده


من به آن محتاجم
تا خود را آنگونه ببینم که تو مرا میبینی
تا خود را آنطور بشناسم که تو برای همیشه مرا آنگونه شناخته ای
تا خود را آنجا پیدا کنم که تو آنجا باشی و من
در عشق تو، در آغوش تو، در خانه ی امن تو
و هر زمان کنار تو احساس امنیت کنم

بار الها ممنونم

پیغام (328)  توسط : مهری راست رواندر مورخه : پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388
با سلام دوستانی که برنامه فارسی نداراند میتونند از این سایت در google برای فارسی نوشتن استفاده کنند


http://www.google.com/transliterate/persian

پیغام (327)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 326 سرکار خانم فریبا دناک
با سلام و درود
متنی را در پیغامهای 236 و 318 نوشتم که نظرم را در برخورد با افرادی که گارد میگیرند منعکس نمودم. ببینید به هرحال انواع آدمها پیدا میشوند با انواع نگرشها و بینشها و شما این را مطمئن باشید که هرگونه سیستم خود را معرفی کنید باز کسی پیدا میشود که ماجرا را زیر سوال ببرد. اما رعایت یکی دو نکته الزامیست از جمله:
1-اعتقادات دیگران را هرگز زیر سوال نبرید و به چالش نکشید حتی اگر مطمئنید که در اشتباهند. ماجرای موسی(ع) و شبان که مکتوب در مثنوی معنوی است را به خاطر میاورید؟ شاید همان چیزی که به ظاهر خطای مطلق است حاوی هدایتی برای دیگران باشد و همیشه به یاد داشته باشید که:
آب را گل نکنیم. شاید این آب روان...
2-بر هدایت و راهنمایی گاردبگیران اصرار و عجله نداشته باشید و با توصیه ایشان به صبر و عدم قضاوت ، فقط خیلی ساده عرفان کیهانی را معرفی کنید و مطمئن باشید که همینها زمانی به خود میایند اما اینکه آن زمان کی است.. وابسته به درون افراد و عقایدشان است(این قضیه زمان هدایت بحث ظریف و مفصلی است که در صورت عدم جا افتادن صحیح میتواند اختیار را نیز به چالش بگیرد)
3-خیلی مراقب باشید که مبادا خدای نکرده دفاع ناجوری که عمدتا بر محور احساسات است از سوی شما صورت نگیرد و در بیان، معرفی و دفاع، زبان منطق را تماما در نظر داشته باشید
و از اینکه شما را به القاب مختلف بخوانند نگران نباشید و غصه نخورید که غصه خوردن از لشکریان شبکه منفی است و تفکر زیادی در این مقوله هم فقط اتلاف انرژی ذهنی و اوقات گرانبهایتان میباشد وفقط یلدتان باشد که همه جور آدم با همه جور عقاید پیدا میشود و شخص شما نمیتوانید همه را مجاب نمایید و اینکه همه صاحب خرد و اختیارند و بر مبنای آن است که تصمیم میگیرند
و افراد مغرور ولی مایل به ورود به اتصال را هم در اتصال قرار دهید و خودتان هم شاهد بمانید. اگر این قضیه را اندکی بازتر بفرمایید ( صد البته بدون نام بردن از افراد یا سمتها و نسبتهاشان) بهتر میشود بحث کرد
از سایر عزیزان دعوت میکنم که در تکمیل این بحث همکاری بفرمایند که بسیار مبارک خواهد بود
با طلب خیر برای شما و نور دیده تان و تمام عزیزان مجموعه

پیغام (326)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : پنجشنبه، 15 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 319 سرکار خانم فریبا دناک و ادامه پیغام 324 سرکار خانم مقصودی
با سلام و درود و طلب خیر خدمت شما سروران
درباره تعلیم و تربیت کودک، شایسته تر اینست که رفتار و سخنان و طرز تربیت ما به گونه ای باشد که کودک با ادبیات اتصال بزرگ شود و با خود اتصال رشد کند و در واقع از همان زمانی که به اصطلاح فرق دست چپ و راستش را فهمید ، نیاز به اتصال را هم درک نماید و آنرا یکی از ملزومات زندگی بداند ، همانطور که خوردن و خوابیدن را از ملزومات میداند.
در دنیای امروز، کودکان مواردی نظیر کامپیوتر و پلی استیشن و ابزارآلات مالتی مدیا را نیز از ملزومات زندگی میدانند و ناخودآگاه به سمت آنها گرایش دارند حالا اینکه این نوع تمایل صحیح است یا اینکه آن قبیل نیازها واقعیند یا.. بحثی دیگر است ولیکن این را گفتم تا بدانیم که کاملا امکان دارد و میشود کودک را بر حسب روحیه و علایق خودش و فرهنگ خانواده اش با اتصال به بار آورد.
به نظر میرسد که در این باب تعلیم و تربیت، قصوری از نسلهای گذشته در مورد ما صورت گرفته حالا اینکه علت و کیفیت چگونه بوده، مهم نیست. مهم اینست که وظیفه خود را در شکوفایی نسل بعدی به گونه ای انجام دهیم تا مبادا وامدار غیاب اتصال در زندگی آیندگان باشیم.
با طلب خیر

پیغام (325)  توسط : فضل الله طباطباییدر مورخه : چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388
چه زیبا و دلنشین بود آن کلمات,آن عبارات,و آن تفکر نوین پنهان شده در متن کتاب,...با خود گفتم زکاتش را چگونه بپردازم به قدر وسعم! این بود که همراه شدم با عزیزان همراه...

(سعی نکن زندگی را درک کنی ,آن را زندگی کن! سعی نکن عشق را درک کنی,به درون عشق قدم بگذار,آنگاه درخواهی یافت....و آن دریافت از تجربه

کردن تو نشآت خواهد گرفت. آن شناخت این راز رااز میان برنخواهد داشت:اینکه "هر چه بیشتر بدانی,بیشتر درمی یابی که چیزهای بسیاری برای شناختن
است.)

( واژه ی"فرد" واژه ی خوبی است. به طور ساده یعنی کسی که نمی تواند تقسیم شود. تقسیم ناپذیر یعنی فرد.شما هنوز فرد نیستید, چون شقه شقه اید. یکی که شدید, افراد می شوید.)

( فقط بیشتر آرام بگیر, و همه چیز را بر عهده ی هستی بگذار...با اعتمادی دربست و انفعالی کامل.غیبت تو حضور الوهیت است.لحظه ای که تو نیستی,معجزه روی داده است.)

( خداوند تجربه ى فوق العاده ای از نور, زیبایی و شکوه است. خدا واژه نیست, وسعت است؛ اقیانوسی بیکرانه , که تو چون قطره ای در آن ناپدید می شوی)
یا الله...............................

پیغام (324)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
هستی و هاله عزیز....ممنونم از راهنماییهاتون....راستش من در مورد یه بچه دو ساله و نیمه دارم حرف میزنم!اتصال فرادرمانی مرتب براش اعلام میشه و درست وقتهایی که بدقلق میشه تاثیرش رو میبینم.اما راه طولانی پیش رو داریم.دنبال یه نقشه روشن میگردم تا بعنوان مادر بتونم درست عمل کنم.صد البته من هم در این راه مبتدی هستم و موفق به گذروندن دو دوره شدم و پر از مجهولات و پر از تضادهایی هستم که ارزو دارم زودتر رها بشم تا بتونم مادر موثرتری هم باشم...
با دوستی بر سر مسئله عرفان وارد گفتگو شدیم.از ایشون لقب متعصب دربافت کردم! حالا این سوال برام مطرح شده:در برابر افرادی که با گارد عمل میکنن چه موضعی باید داشت.افرادی که هم مایل به بهره گیری از فرادرمانی و دونستن هستند و در عین حال مغرور به خودشون و علمشون؟

پیغام (323)  توسط : زهرا رضاییدر مورخه : چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388
ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


ملاصدرای شیرازی

پیغام (322)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : چهارشنبه، 14 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
به قول آقای طباطبایی سلام به همه دوستان نادیده و همیشه همراه که انگار سالهاست یکدیگر رو می شناسیم .
فریبای عزیز، باید بگم در مورد بچه ها که صحبت کردید کار زیاد راحتی نیست ولی ما به قول استاد باید با درسهایی که فرا می گیریم بتونیم حداقل نسل آینده رو نجات بدیم.من فکر می کنم تمامی درسهایی که خودمون آموختیم رو باید به بچه ها ولی با زبان خودشون یاد داد. که بتونن پاک و درست به راهشون ادامه بدن و با کمترین تضاد و مشکل بزرگ بشن.صراط مستقیم رو براشون معنی کرد و.....از دورغ،غیبت،غم،یاس و ناامیدی و...دورشون کنیم و بهشون بگیم که چطور باید از شیطان دوری کنند و فقط زیر علم خداوند باشن تا بتونن با اضافه کاری برسن به اونچه که باید برسن.خیلی چیزها می شه گفت و نوشت ولی با توکل به خداوند شما سعی خودتون رو بکنید و بقیه اش رو بسپرید به خداوند.
دوستان عزیز لطفاً برای اعضای خانواده من مخصوصاً پدر و مادرم خیلی خیلی دعا کنید.متاسفانه هم خودشون تو یه سری مسائل غرق شدن و هم دیگران رو دارند غرق می کنند (افکار و اعتقادات و .....................................................100% اشتباه).می دونم که خیلی سخته که تو این سن و سال با رفتار ها و تفکراتی که یک عمر داشتند بتونن تغییر کنند ولی متاسفانه با رفتارهاشون ناخواسته دارند ...........خیلی دوستشون دارم و نمی خوام بیشتر از این غرق بشن و دیگران رو هم با خودشون غرق کنند.
التماس دعای فراوان
با آرزوی توفیق الهی

پیغام (321)  توسط : هاله احمدیاندر مورخه : سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388
modati pas az ashnayi e madaram ba erfane keihani so'ali barayeshan matrah shod,ke chegoone mishavad naghze ekhtiar az farzandan nakard va az tarafi anha ra dorost tarbiat kard.moddatha in so'al ra dar kelas matrah mikard va behtarin natijegiri zamani hasel shod ke madaram dar raftar ba farzandane koochaktar vaghe'an be in amr tavajoh kard:ke bayad dar naghshe madar be farzandan ba mehrbani agahi va amoozesh dad va avaghebe karhaye napasand ra gooshzad kard,ama az anha be onvane yek ensan nabayad naghze ekhtiar kard,va bayad be in amr tavajoh kard ke in farzand hengame entekhabe in kalbode fiziki agah boode va baraye ekhtiar va tajrobe pa be in jahan gozashte ast va pas az dadane agahi joz talabe kheir baraye farzand va mosbat andishi be door az negarani kare digari nemishavad kard,baraye farzandan talabere kheir konid va anha ra be khoda beseparid fekre bad be zehne khod rah nadahid,ta in afkar va negaraniha baraye farzandan khodayi na karde motejalli nashavad
baraye shoma arezooye movafaghiat daram

پیغام (320)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
با سلام خدمت همه دوستان عزیز و همیشه همراه
امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق در این مسیر باشید.
فریبای عزیز این مطالب رو با اونکه بارها و بارها از این عظیم تر به چشم خودمون دیده ایم ولی باز اشک رو از شدت شادی و شعف و این رحمت الهی جاری می کنه .لطفاً دوستان تمامی درمانها و مسائل از این قبیل را داخل سایت برای اطلاع دیگران که هنوز تجربه ای ندارند و تازه وارد این مجموعه شده اند بگذارند و حتماً همراه با مدارک پزشکی به دفتر ارائه دهند .
در ادامه مطلبی که آقای بهادری گذاشته اند باید خدمت همه دوستان عرض کنم که لطفاً به هیچ عنوان از روی آن عشق و... که دارند تحت تاثیر حرفها و بازیهای این سایتها قرار نگیرند و پاسخی به آنها ندهند . دنیای تضاد است هر جا مثبتی هست منفی هم وجود داره. درسته که ما پاسخ زیاد داریم و تاسف انگیز است که عده ای اینطور در خواب غفلت مانده اند ولی فقط همگی برایشان باید طلب خیر کنیم که متاسفانه در عظیم غفلتی افتاده اند.
دوستان التمـــــــــــــــــــــــتتاس دعـــــــــــــــــــــــــــــای فراوان
با آرزوی توفیق الهی

پیغام (319)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
با سلام به همه دوستان عزیز
سوالی دارم که البته قبلا هم مطرح کرده بودم و بی پاسخ فراموش شد!
از دیدگاه عرفان کیهانی برای تربیت صحیح کودک چگونه باید رفتار کرد؟

از دیدگاهی انسان موجودیه که انسان شدن رو باید یاد بگیره و نقش والدین در این اموزش خیلی اهمیت داره.اگاهی داشتن از شیوه صحیح ارتباط نقش بسیار مهمی در نحوه تاثیر گذاری والدین بر کودکان داره.شاید بشه با کتابهای روانشناسی به دیدگاههای دست پیدا کرد اما بیشتر اونها کلیشه ای و غیر قابل استفاده هستند و من بعنوان مادر با خیلی از اونها موافق نیستم و بسیار ناقص میدونمشون.خیلی مایلم دیدگاه عرفان کیهانی رو در این رابطه بدونم و با حضور دوستان اگاهمون امیدوارم حداقل یه خط فکری بدست بیارم.البته میدونم سوالم خیلی کلیه و شاید امکان پاسخش در این محدوده میسر نباشه.
منتظرم از اگاهیهاتون بهره مند بشم

پیغام (318)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب اطلاعیه اخیر عرفان حلقه
جریانی پیش آمد که بر آن شدم تا مطلبی جهت تقدیم به حضور تمام همراهان عزیز بنگارم
رفیقی دارم دانشمند و فاضل و دارای کمالات و سخت مشتاق تعالی و حل معمای هستی و البته بر سبیل خاص خود که از هر خرمن علم و فلسفه و عرفان و هنر و منطق خوشه ای برگرفته و عاقبت به وساطت این کمترین با این سرا آشنا شد. ترم یک را با یکی از سروران گذراند و افتخار همراهیش را در ترمهای دوم و سوم به من داد. هر ترم را با شک گذراند و آخر هر ترم به نبرد با عرفان شمشیری تیز کرد و پس از مدتی که نور معرفت بر یاد و روانش تابیدن گرفت تیغ را بر نیام نهاد و مشتاقانه ترم بعدی را آغاز کرد. چند روز قبل از اطلاعیه عرفان حلقه با هیجان نزدم آمد که عاقبت پاسختان را دادند. دوتایی سیر در دنیای مجازی را آغاز کردیم تا به دو سایت به آدرسهای محفوظ رسیدیم. مختصر نظری برایم کافی بود که بدانم که با مشتی الفاظ که بر سبیل بازی کنار هم گمارده شده اند مواجهم. در کمتر از ساعتی هر دو سایت را مطالعه نمودیم و من پشیمان از اوقات گرانبهایی که صرف مطالعه دستپخت فاقد ارزش بی مهران نموده بودم در کمتر از ربع ساعت جواب کل ایرادها را بر رفیقم شمردم. شگفت زده شد و شادیها کرد و تشویقم به نگارش پاسخها نمود. به اصرار وی به قسمت نظرات رفتیم و هر دو شگفت زده و مایوس به جا ماندیم که آن مکتوبات بر سبیل دفاع، چگونه میتوانند پاسخی بر آن ایرادات فاقد بنای استوار باشند؟ همچون مدافعان قلعه ای که در عین عشق و علاقه به موطنشان با دفاع اشتباه خود راه را برای مهاجمان بازتر و کار ایشان را آسانتر میکنند. اما آیا اقلا یک فرد نیز یافت نمیگردید که پاسخی درخور آن بی هنری بینگارد؟ دریافتیم که امکان ندارد کسی جوابی در شأن لغات ننگاشته باشد که شأن ایشان جز طلب خیر و شفا نمیباشد و نیک روشن شدیم که این بی مهران با اختیار پاسخهای خاص، روانهای ما را هدف بازیی بس کودکانه ساخته اند و ای بسا این جوابها هم باز ثمره خودشانست که چون لباسی بر قامت طرفداران عرفان کیهانی دوخته اند. برای این کاتبان بی سواد و آشپزان بی هنر آش لغات آرزوی شفا و طلب خیر نمودیم و از دنیای مجازی خارج شدیم. از دوستم قولها گرفتم که این مکانها را بر کسی بازگو نکند تا دیگران همانند ما اوقات گرانبهایی را که میشد صرف عبادت و اتصال نمود چنین از کف ندهند و قوت ذهنشان را که بایستی صرف امارت بر اجسامشان میشد به رایگان نبازند و او سوگندها یاد نمود که همچون شخص این کهترین، این مطالب را بر بوته فراموشی نهد و فارق از زمان و افراد و جایگاهها بر کسی بازگو مکند که مبادا شریک این بی مهران در اتلاف اوقات و قوت همراهان باشیم. امروز دوستی دیگر بر من وارد شد که اعلامیه اخیر در باب سایتی به آدرس فلان است. همینها را برایش شمردم و روانه اش کردم و بر آن شدم که این جریان را بر سایر همراهان نیز بنگارم تا بر طریق اندرزی از کهتر برادرتان به یادتان آورم که ای یاران: تحلیل این جریانات جز اتلاف اوقات و تواناییهایمان و اسارت روانمان در چنگال بی مهران و زایش تابشی بر خلاف تابش تعالی دیگر باری برایمان ندارد و بر خاطرهای گرامیتان نیز بنگارید که تدافع اشتباه نیز نتیجه ای جز چنگ و دندان بیشتر نشان دادن بی مهران ندارد و هزاران البته که قلعه مستحکم الهی را بر ایشان نفوذی نیست و لیکن مبلغان این دژ را اوقاتی خوش و فراغ بالی میباید که در پناه ذات باری تعالی به انجام محوله خود مشغول باشند و نه اینکه با خاطری دژم و روانی پریشان از بی فرهنگی بی مهران، گرم نبردی بی بار با کسانی که جز فریاد و رجز، هنر و جز کوششی بی حاصل در ویران کردن روی تابان دیگران، فرهنگ دیگری ندارند گردند.
دوازدهم بهمن ماه 88

پیغام (317)  توسط : فریبا دناکدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : feri832000@yahoo.com
سلام خدمت همه دوستان عزیز
خانم مژده نصیری عزیز.میتوم حس کنم در چه حالی به سر میبری .نه با این نسبت و نه با این بیماری مدتها درگیر بیماری بودم.که حاصلش معجزه سلامتی بود .
فرادرمانی رو با تسلیم باید دریافت کرد.یعنی انچه برامون پیش میاد همونی هست که بهترینه.گرچه گاهی ظاهر امور اصلا اینجور به نظر نمی ا اما اگه واقعا و حقیقتا شاهد و تسلیم باشیم در روند فرادرمانی چیزی جز ارامش بدست نخواهیم اورد و اون هم جدای از نتیجه ظاهریش!این رو من با تمام وجودم تجربه کردم .
مستندات بسیار زیادی وجود داره که فرادرمانگیرانی با بیماریهای بسیار عجیب و بسیار سخت بطور کامل بهبودی پیدا کردند.مثلا یکی از دوستانم سالها پیش شاهد چنین درمانی بوده.که اون رو براتون تعریف میکنم : دختر نوجوانی که پدرش رو از دست داده بود و با سختی بزرگ شده بود .متاسفانه مبتلا به نوعی تومور میشه که در دستش ریشه دوانده بود و دکترها تشخیص داده بودند که تنها راه درمان قطع اون دسته!!! خوب تصورش هم دردآوره. وقتی اونها از همه جا بریدند و ناامید شدند به پیشنهاد عموی اون دختر که همسایه دوست ما بوده با چند جلسه فرادرمانی به طرز معجزه آسایی به زندگی برمی گرده .دوستم میگه من این اولین بار بود که این کلمه را شنیدم و نتیجه اش را هم دیدم و مخصوصا این که در ازای این کار پولی از خانواده دخترک که حاضر بودند همه داراییشون رو بدن طلب نکردند.
همیشه برای هر تنگنایی راه حلی موجوده.باید که امیدوار بود و اعتماد کرد به هوشمندی.
با ارزو ی سلامتی برای همه

پیغام (316)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : drbahadory@gmail.com
در باب پیغام 309 سرکار خانم نصیری
با سلام و درود فراوان خدمت شما و طلب خیر و درمان برای مادر گرامیتان
عرض به حضور شما که تجربه ای که هر فرد در اتصال دارد کاملا منحصر و مختص خودش است و از این جهت هیچ دو آدمی یک اتصال را یکسان تجربه نمیکنند که علل متعدد از جمله شرایط فرد حین اتصال را دارد. بهترین تشبیه، تشبیه به اثر انگشت فرد میباشد
و جالب اینجاست که حتی یک فرد، یک اتصال را دوبار به یک شکل هم تجربه نمیکند - البته به شرطیکه درست شاهد شده باشد وگرنه چیزی دریافت نمیشود
در اینکه کار بر روی مادر گرامیتان شروع شده اصلا شک نکنید و در عین اینکه درمانهای تجویز شده توسط پزشک معالج را ادامه میدهید، سیر درمان را در حلقه فرادرمانی به هوشمندی بسپارید و همانطور که سرکار خانم مقصودی نیز گفتند فقط شاهد شوید و شاهد بمانید و از قضاوت و تفسیر بپرهیزید.
منتظر گزارشهای خوب شما از روند درمان میباشیم
با طلب خیر

پیغام (315)  توسط : نازی بیابانیدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388
سلام به همگی :
برای یکی از عزیزان، آرزوی آرامش کنید ،با وجودی که یک سال از جریان فوت قشنگترین جلوه ی زندگیش میگذره...ولی احساس میکنم غم نبودش همچنان آزار دهنده هستش ...
و یکی از دوستای دورم نامزد شو در تصادف چند روز پیش از دست میده ...۲۵ سال بیشتر نداشته ...مادرشم چند سال پیش از دست داد ......براش طلب آمرزش کنین ...
و برای دوستم که ۲۰ ساله هستش طلب آرامش ....
منم برای همه دلهای نا آروم طلب آرامش میکنم ...امیدوارم همه ی دلا راه خودشونو پیدا کنن...
ممنونم ...

پیغام (314)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
سلام به همه دوستان عزیز
مژده عزیز با توجه به اینکه مریضی مادر گرامیتون به این نحو است[...] که تمامی درمانهای لازم روی ایشان انجام بشه. ایشون فقط شاهد باشند اونچه که در طی درمان برای شخص درمانگیر پیش میاد خیر هست و شما یا مادرتون از هیچ حالت درد یا ...نترسید داره کار میشه و اگه صلاح باشه حتما بهبود پیدا می کنند، شما سعی کنید اصلاً به خودتون نگرانی راه ندید انشاءاله که خیره.
یوناس عزیز حرف شما کاملاٌ بجاست ولی ما تا بخواهیم به اون نقطه برسیم خیلی کار داره و احتیاج به راهنما و تسهیلات داریم .کارت دعوت رو هم که خود خداوند برامون فرستاده و وقتی که ببینند بارها و بارها براساس اون اختیاری که داریم خودمون از این رحمت غافلیم و کماکان می خواهیم در خواب غفلت بمانیم از ما سلب اختیار نمی کنند و شاید ما رو به حال خود رها کنند!
ولی خوب به قول شما ای کاش تمامی مطالبی رو که آموختیم به درکش برسیم که شنیدن و آموختن مطالب و ... تا به درکش برسیم خیلی فرق می کنند و بعد هم باید در خود، اون رو نهادینه کنیم تا همیشه کمک راهمون باشه و به اونجایی که باید برسیم هر چه زودتر برسیم.
التـمــــــــــــــــــــــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
با آروزی توفیق الهی

پیغام (313)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
تقدیم به همراهان :
معاشران گره از زلف یار باز کنید / شبی خوشست بدین وصله اش دراز کنید
حضور خلوت انسست و دوستان جمعند / و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ ببانگ بلند میگویند / که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
بجان دوست که غم پرده بر شما ندرد / گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است / چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
نخست موعظه پیرصحبت این حرفست / که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
هر آنکسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / برو , نمرده بفتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ / حوالتش بلب یار دلنواز کنید

پیغام (312)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
تقدیم به استاد:
الا ای طوطی گویای اسرار / مبادا خالیت شکر زمنقار
سرت سبز و دلت خوش باد و جاوید / که خوش نقشی نمودی از خط یار
سخن سر بسته گفتی با حریفان / خدا را زین معما پرده بردار
بروی ما زن از ساغر گلابی / که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار
چه ره بود اینکه زد در پرده مطرب / که میرقصند با هم مست و هشیار
از آن افیون که ساقی در می افکند / حریفان را نه سر ماند و نه دستار
سکندر را نمی بخشند آبی / به زور و زر میسر نیست این کار
بیا و حال اهل درد بشنو / بلفظ اندک و معنی بسیار
بت چینی عدوی دین و دلهاست / خداوندا دل و دینم نگه دار
بمستوران مگو اسرار مستی / حدیث جان مگو با نقش دیوار
بیمن دولت منصور شاهی / علم شد علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندی بجای بندگان کرد / خداوندا زآفاتش نگهدار

پیغام (311)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
تقدیم به استاد:
جان فدای قدم نادره مردانی باد / که نگردند کم و بیش به هر بیش و کمی

پیغام (310)  توسط : رزیتا لاجوردیدر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388
هر كسي را هوسي در سر و كاري در پيش

من بي‌كار گرفتار هواي دل خويش


هرگز انديشه نكردم كه تو با من باشي

چون به دست آمدي اي لقمه از حوصله بيش


اين تويي با من و غوغاي رقيبان از پس

وين منم با تو گرفته ره صحرا در پيش


همچنان داغ جدايي جگرم مي‌سوزد

مگرم دست چو مرهم بنهي بر دل ريش


باور از بخت ندارم كه تو مهمان مني

خيمه پادشه آن گاه فضاي درويش


زخم شمشير غمت را ننهم مرهم كس

طشت زرينم و پيوند نگيرم به سريش


عاشقان را نتوان گفت كه بازآي از مهر

كافران را نتوان گفت كه برگرد از كيش


منم امروز و تو و مطرب و ساقي و حسود

خويشتن گو به در حجره بياويز چو خيش


من خود از كيد عدو باك ندارم ليكن

كژدم از خبث طبيعت بزند سنگ به نيش


تو به آرام دل خويش رسيدي سعدي

مي خور و غم مخور از شنعت بيگانه و خويش


اي كه گفتي به هوا دل منه و مهر مبند

من چنينم تو برو مصلحت خويش انديش

پیغام (309)  توسط : مژده نصیریدر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388
به شما دوستان عزیز:
از همه می خواهم که برای شفای مادرم که دکترها قطع امید کرده اند به درگاه ایزد پاک دعا کنید.البته ایشان نزدیک به یک هفته از نزدیک فرادرمانی می شوند و به گفته فرادرمانگر وارد حلقه شده اند. دیزوز پس از اتمام جلسه و وقتی که درمانگر او را ترک کرد احساس می کرد که چیزی درون سرش تکان می خورد. باتوجه به اینکه سرطان به مغزش متاستاز داده آیا فکر نمی کنید این تکان هایی که او احساس می کند شروع درمانش است؟
خواهش می کنم اگر نظری دارید برایم بنویسید.
بزرگتری آرزوی من این است که خداوند او را شفا دهد. الهی آمین

پیغام (308)  توسط : یوناس ادریسیدر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388
هستی عزیز .. اگر معرفتشو پیدا کنیم و مفاهیم رو با عمقش بفهمیم و بتونیم با تمام وجود تسلیم حق تعالی باشیم و فقط برای رضای خدا زندگی کنیم دیگه نگران هیچی نخواهیم بود .. حتی اگر این کارت رو ازمون بگیرن .. یا حتی بگن دیگه این راه اتصالی که توسط استاد طاهری فراهم شده بسته می شه .. چرا که وقتی خودت به درکش رسیده باشی نیاز به تسهیلات حرکتی نداری و از منبع نور خدا تغذیه می شی .. کاش هممون بتونیم به اون درک بالا برسیم

پیغام (307)  توسط : هستی مقصودیدر مورخه : يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : Hasti_zh@ymail.com
با سلام خدمت همه دوستان عزیز و گرامی
با آرزوی همیشگی ام ، سلامتی شادی و موفقیت و پیشرفت در این مسیر برای تک تک دوستان .
به عنوان عضو کوچک این مجموعه امروز با شهامت اعترافی دارم که برای همتون می گم و امیدوارم همه برام دعا کنند تا این درک همیشه تو وجودم بمونه.
دوستان من با توجه به مشکلات خیلی زیادی که نه یکی نه دوتا بلکه خیلی و هرکدوم خوب میشه گفت خیلی سخت رو دارم و داشت،.خیلی به هم ریخته بودم، کاملاً تو فاز منفی و زیر علم شیطان داشتم زندگی می کردم و از اون طرف سرم رو جلوی همه بالا می گرفتم که به عنوان عضو تقریباً قدیمی این مجموعه که حدود 4سال و اندی هست که عضو این مجموعه هستم،پز می دادم که من تو این سیستم دارم راه خودم رو درست می رم و ببین فلانی داره تو مجموعه چه کارها و خطاهای اشتباهی می کنه، ببین فلانی...... اما چند روز پیش با خوابی که دیدم و آگاهی و درکی که برام اومد بهم نشون دادن که چقدر عقبم و دور تا دورم رو این مسائلی که زندگی ام رو مختل کرده گرفته و تمامی انرژِی ذهنی و فکر من صرف این مسائل داره میشه و کوجکترین آمادگی برای مسائل آینده این مسیر و پیشرفت در اون ندارم و واقعاً شاید به نحو دیگه ای منم دارم به این مجموعه و رحمتی که خداوند شامل حالم کرده و زحمات بی دریغ استاد عزیز راحت بگم،خیانت می کنم.چطور همه جا از این مسیر و دعوت به اون حرف می زنم در حالیکه به خاطر مسائل دور و برم حالا هر قدر هم سخت به خودم اجازه می دم که دیگرانی که دارم دعوت می کنم بگذارم حال منرو اینطوری ببینند و شاید با خودشون بگن که اگه این کلاسها اینطوریه که تو خودت رو بعد از این همه مدت نمی تونی جمع کنی و .... پس این کلاسها و این مسیر بیخود هست و....
دوستان مگه ما نمی گیم که حتی لباس تنمون نشون دهنده معرفی و شناخت این مسیر هست پس چرا من اینطور کردم چرا این مدت غافل بودم؟
همیشه می دونستم که ما باید ارتقاء ظرفیت پیدا کنیم و.....ولی درکش برام این شد که همه این مسائل دور و برم ما هست ولی این ما هستیم که به میزبانی که با این همه لطف بی پایان کارت دعوت به مهمانی اش رو برای ما فرستاد نباید بی اعتنایی می کردیم، اگه این کارت ازمون پس گرفته بشه چی ؟
وای وای وای.امیدوارم اون روز برای هیچ کدوممون نیاد که از این امتحان و مهمانی بخوایم سرافکنده بیرون بیایم.
دوستان، باید آماده بشیم این ما هستیم که باید ارتقاء پیدا کنیم ،مسائلی که دور و برمون رو گرفته هست و ممکنه باشه و حتی بدتر هم بشه این ما هستیم که باید ارتقاء پیدا کنیم و به هدفمون فکر کنیم تا لحظه ای از این غافله عقب نمونیم.دوستان فرصت نداریم باید کولمون رو پر کنیم و مجهز باشیم .
ببایید با هم دست به دعا برداریم و بیشتر از این دل خدا و استادمون رو نشکنیم .
چرا چرا باید به دعوت خدا و زحمات بی نهایت عظیم استاد اینطور جواب بدیم .کم رحمتی شامل حالمون نشده.این ریسمانها رو بایدگرفت و رو به بالا حرکت کرد نباید ته چاه بمونیم خیلی وحشتناکه خیلی، من که نمی خوام تو غفلت و جهالت غوطه ور باشم و از این رحمت خداوند بیشتر این غافل باشم .
دوستان برای من و دوستم خیلــــــــــــــــی دعـــــــــــــــا کنید که لحظه ای غافل نشیم وزحمات میزبانمون رو به درستی پاسخ بدیم و از این رحمت الهی بیشتر از این خودمون رو بی نصیب نکنیم.sm51]
دعا کنید که روز به روز بیشتر و بیشتر ارتقاء پیدا کنیم و مسائل و مشکلاتی که داریم مارو از این مسیر به هیچ نحو دور نکنه .
دوستم اصلاً حالش خوب نیست و تو یه حالت گیجی و درد و سردرگمی و حواس پرتی بسیارشدید مونده.کاش عملاً به خودش بیاد و عقب نمونه.
با آروزی توفیق الهی

پیغام (306)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
استاد عبدالله واعظ از عرفای معاصر تبریزی :
توحید استمرار دقت و تمرکز دائمی است که از شخصیت موحد جدا شدنی نمی باشد .
غفلت از تعمق , تشتت است .

پیغام (305)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
عبدالله واعظ یکی دیگر از ستاره های جاویدان سرزمینمان میگوید :
ریاضت به زبان ساده سنجش دقیق موقعیت خود در هستی است . کم خوردن و تنها ماندن و... صرف , ریاضت نیست .

پیغام (304)  توسط : کاربری کاربر غير فعال شددر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388ایـمـیـل : rrahigh@yahoo.com.tr
آفرین بر شمس ملا آفرین :
هر فسادی که در عالم افتاد از این افتاد که : یکی , یکی را معتقد شد به تقلید !
یا منکر شد به تقلید !..
کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن ؟! پیش ما یکبار مسلمان نتوان شدن !: مسلمان , می شود, و کافر , می شود , باز مسلمان , می شود !
و هر باری از (هوی) ( خواستهای پست نفسانی )چیزی , بیرون می آید ,
تا آن وقت که کامل شود

پیغام (303)  توسط : آزاده علی زاده یگانهدر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388
با تشکر از همه دوستان به خاطر راهمایی های خوبشان
با توفیق آگاهی بیشتر برای همه شما

پیغام (302)  توسط : محسن ولی بیگیدر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388
باسلام
جهان هستی دارای درک وشعور است و تک تک اجزای هستی شعوردارند.
بااندکی تامل درآیات شریفه قرآن کریم به این امر مهم پی خواهیم برد.
در آیات 90و91سوره مریم میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
90) نزدیک است آسمانهابه خاطراین سخن ازهم متلاشی گرددوزمین شکافته شود و کوهها به شدت فروریزد.
91)ازاین روکه برای خداوندرحمن فرزندی ادعاکردند.
ودر جایی دیگر(آیه 21سوره حشر)چنین میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر این قران را برکوهی نازل میکردیم می دیدی که در برابرآن خشوع می کند و از خوف خدا می شکافد! و اینهامثالهایی است که برای مردم می زنیم تا در آن بیندیشند (این متنو اقای محمد سالم دزفولی گذاشتن ولی به دلیل اینکه عصو سایت نبودند از من خواستند این رو بگذارم)

پیغام (301)  توسط : کامران بهادریدر مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388
مربی من دری را که عمری خودآگاه و ناخودآگاه دنبالش بودم به من نشان داد
برایم بازش کرد
همراه با من قدمی چند آمد
راه و چاه را نشانم داد
پرواز را به من آموخت
پس رهایم کرد تا خود بپرم
و رفت تا دست دیگری را بگیرد
و من ماندم و کلاس بی کلاسی
تا زکات آنچه را آموختم
همچون استادم
با گرفتن دست دیگری بپردازم
حال میفهمم که چرا علی(ع) فرمود: هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا عمری رهین منت کرده است
تقدیم به استاد طاهری و استاد گلدوست
با طلب خیر
 
   

  صفحه اصلی | تماس با ما | ارسال مطلب | سخنان شما | بحث هفته | مقالات سایت | معرفی به دوستان | فروشگاه | جستجو  
 

Copyright © by PHPNuke, Design: Interuniversalfans.com xplorer compatible - version 8 recommended