غزل واره (6)
به نام خدا
سعید فریدونی
بیا بیا ساقی ، شراب جانانه
بخوان بخوان مطرب ، سرود مستانه
هلا خطاب آمد ، ره ثواب آمد
بزن به بانگ دف ، می حکیمانه
پیاله پرمی کن ، ره خودی طی کن
بنوش و بر هم زن ، لبان پیمانه
منم منم کامشب ، زخود نیندیشم
توای نوتی اکنون ، ز خویش بیگانه
گرت رسد دستی ، بر او در این مستی
سلام ما برسان ، به یار فرزانه
تو یوسف جانی ، کنون بزندانی
رها شو تا گردی ، امیر فرعانه
بیا بیا ساقی ، پیاله ی باقی
که می نمی ماند ، اسیر پیمانه
زقید تن رستم ، به دوست پیوستم
که گنج جان جستم ، درون ویرانه
لب از سخن تر کن ، حدیث دیگر کن
که در درون خوشتر ، سرود و افسانه
© کپی رایت توسط : سایت همراهان عرفان کیهانی (حلقه) (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
کپی برداری مطالب با ذکر منبع امکان پذیر است .