هرکه سودای تو دارد چه غم از هرکه جهانش---نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش---آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش---وآن سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش---هر که از یار تحمل نکند، یار مگویش---وآن که در عشق ملامت نکشد، مرد مخوانش---به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق---مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش---خفته ی خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی---عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش---شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت---که همه عمر نبودست چنین سرو روانش---گفتم از ورطه ی عشقت به صبوری به درآیم---باز می بینم و دریا نه پدیدست کرانش---عهد ما با تو نه عهدی که تغیّر بپذیرد---بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش---نرسد ناله ی سعدی به کسی در همه عالم---که نه تصدیق کند کز سر دردی ست فغانش---(سعدی شیرازی)
    کاربر میهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
 
 
منوی اصلی

فرازی از آسمان
•  قرآن کریم

آمار کاربران

فهرست مطالب
ارتباط ویژه

ارتباط ویژه
نام اعضا

شعور و ضد شعور
  

پیوندها
:: سایت سایمنتولوژی
:: وبلاگ همراهان کشور ترکیه
:: سایت همراهان تبریز
:: وبلاگ همراهان خوزستان
:: وبلاگ همراهان کردستان
:: سایت همراهان کرج
:: سایت همراهان کرمان
:: وبلاگ همراهان لرستان
:: سایت همراهان مازندران
:: وبلاگ همراهان همدان

   
  بیانیه شماره دو کمیته پزشکی




بیانیه شماره دو کمیته پزشکی

 

 

بسمه تعالی
   
یادداشتی برای ویژه نامه سراب
 
 
     اشاره ای سطحی،ازنگارنده ای غیرمتخصص برامرخطیر" فرادرمانی" در ویژه نامه سراب ضمیمه روزنامه جام جم درج گردیده ، ازآنجاکه ورود به این عرصه برای هرمنتقدی با هرسطحی ازدانش امکان پذیرنیست و باید به لوازمی علمی وتخصصی مجهزگردید تا بتوان قضاوتی دراین خصوص کرد، لذا اجمالاَ نکاتی را برای تنویرافکارعمومی باستحضارمی رساند :
نتایج «فرادرمانی»ازدو منظر قابل بررسی و ارزیابی است، یکی از منظر «عرفانی» که نتایج حاصل از آن باید بصورت مستقل مورد بررسی قرارگیرد و می تواند اساساّ هدف از فرادرمانی، درمان جسم به تنهایی تلقی نگردیده بلکه با نگاهی فلسفی ،دست مایه ای برای باز شدن روزنه ای روبه سوی شناخت هوشمندی و ارتباط با آن و نوعی هستی شناسی و راه یابی به کمال ارزیابی شود.
دراین مقاله قصدپرداختن به این بعد از فرادرمانی نداریم بلکه بعنوان یک دانش تجربی می خواهیم به آن نگاه کنیم. با این هدف که آیا فرادرمانی می تواندرسماّ و بصورت کاملاّ منطقی به عنوان یک علم در کناردیگرعلوم تجربی قرارگیرد؟
اندیشمندان علوم، علوم انسانی و علوم تجربی را از یکدیگر جداکرده اند. نه ازطریق و باب موضوع و هدف، بلکه گفته اند که اختلاف اساسی علوم تجربی با علوم انسانی این است که از باب متد با یکدیگر متفاوتند.
آنها می گویند درعلم دو مقام داریم:
یکی مقام کشف وگردآوری        context of discovery     
و دیگری مقام داوریcontext of justification      
نکته مهم واساسی درعلوم تجربی این است که تجربه "مولود" علوم تجربی نیست بلکه "داور"آن است به این معنی که علوم تجربی محتوایش به تنهایی از طرق تجربه گردآوری وکشف نمی شود، بلکه ازطریق تجربه، داوری می شود.
درکسب وگردآوری علوم تجربی، هیچ محدودیتی وجود ندارد برای ارائه یک تئوری علمی کاشف آن از راههای بسیاری می تواند به آن دست یابد. تور شکار علوم تجربی بسیار فراخ است. این تور از تجربه گرفته تا نبوغ، تخیل واستفاده از آراء گذشتگان به عنوان موادخام و حصول یک نتیجه کاملا جدید، تشبیه، تمثل و حتی«شهود»رامی تواند دربرگیرد.
حتی اگر از انیشتین و نیوتن درباره چگونگی رسیدن به نظریه شان بپرسیم خواهند گفت هیچوقت آن را ازطریق تجربه مستقیم کشف نکرده وطریقه رسیدن به آن را تحت عنوان «جرقه ذهنی» نام می برند.
بنابراین می توان گفت که در علوم تجربی با یک قیف روبرو هستیم که دهانه ای فراخ و مجرایی باریک در انتها دارد این دهانه فراخ به منزله مرحله "گردآوری و دریافت" و مجرای باریک به منزله مرحله "داوری وقضاوت" است. پس در مرحله داوری تنها «تجربه»است که می تواند مهرعلمی بودن برآن بزند.
لذا "علم، معرفت سامان یافته ، نظام دار، مدلل، تجربه پذیروتایید شده است".
این تمیزصحیح، درمقام داوری پیش می آید نه درمقام گردآوری.
پوزیتیویستها به خطا رفته اندکه علم تجربی را به معنای «علم مولودتجربه»معرفی کرده اند درحالی که علم تجربی،به معنای «علم محکوم تجربه»است.
حال اگر بخواهیم به عنوان محقق درعلوم تجربی باشیم باید چه موضعی اتخاذ کنیم؟
مقام محقق در علوم تجربی، مقام «تماشاچی»است ولی در علوم انسانی مقام«بازیگری»است.
یعنی روح متد علوم تجربی نظاره گری است، اما روح متد اصلی درعلوم انسانی بازیگری است.شخص عالم در علوم طبیعی تماشاگر قلمرو تحت بررسی خویش است،یعنی مانند یک دوربین فیلم برداری نظاره گراست.
اما درعلوم انسانی روح حصول معرفت،این است که شخص عالم می باید خود، درایجاد حادثه مورد شناخت شرکت فعال داشته باشد و به عنوان یکی از اعضای بازیگر نقشی برعهده داشته باشد.یعنی موضع" عامل" نه "ناظر"
اکنون درموضع"ناظر"هستیم،گفتیم آنچه "علم" را "علم" می کند روش داوری اوست و از نکات اساسی وکلیدی این داوری این است که «همگانی» باشد.
همین که شخص بخواهد نظریه اش را اظهارکند بایدیک«زبان مشترک»برای نتایجش داشته باشد، یعنی "علمی بودن" آن به "عمومی بودن" آن است و عمومی بودن معیار است .پس علمی بودن آن است که زبان مشترک داشته باشد و در داوری یک تئوری علمی، باید دیگران هم بتوانند شرکت کنند.
درعلوم تجربی سئوال«ازکجاآورده ای» نداریم به هرطریقی که کشف شده مهم نیست( این درجای خودش بحث دارد)مهم این است که در مرحله نقادی وداوری به کجا می رسد؟
نباید نکته ای اساسی را از نظر دور داشت که ازنظرما علوم طبیعی وعلوم انسانی هردو به یک اندازه از جهان بینی شخص عالم تاثیرمی پذیرند واین تاثیرپذیری ذره ای از علمی بودنشان نمی کاهد.
شاید بتوان گفت کهOBJECTIVE بودن علم به معنای بی طرف بودن آن است درمقام داوری، نه بی طرف بودن درمقام شکار، واین دومقام به هیچ عنوان نباید خلط شوند.
هنگام نظریه پردازی وجمع آوری تئوری های اولیه و تولد یک علم، کاملا با اندیشه های شخص عالم و آراء علمی و فلسفی وعرفانی و انسان شناسی او آمیخته است و از آنها نشان ورنگ می پذیرد.
آنچه در ابتدا راجع به عنصر"شهود" درمقام"گردآوری" بیان شد به این معنا است که یک نظریه علمی در بیرون تولید نشده، که شخص عالم با استنتاج و استنباط از آن عوامل، به بیانش بپردازد، بلکه نوعی ارتباط و اتصال انسان با هستی و منبع لایزال شعورحاکم برآن است که زمینه آن اشتیاقی است که در شخص عالم وجود دارد .
همه قضایا ومطالب ومفاهیم علمی باهمان منشاء مورد نظر وقتی به بیان می آید، «زبان » به عنوان بهترین تجلی گاه جهان بینی وفرهنگ مطرح می شود.لذا نیازمند تغذیه ازیک فلسفه خاص وروح فرهنگی معینی است .به تعبیر دیگر زبان ما بطور اساسی واصولا ساختی فلسفی دارد و به روش خود دریافت های جهان شناختی وفرهنگی ما را حمل می کند و این زبان هرجا رخنه کند و به هرجا سربکشد فرهنگ وفلسفه راهم باخود خواهد برد ،تعریف ما از"انسان" تعیین کننده چگونگی علم تجربی مانسبت به آن است، واین همانی است که در عنوان «انسان ازمنظری دیگر»معنایش آشکارتر می شود.
ازآنجاکه فرادرمانی، به عنوان دانشی تجربی به اثبات  رسیده تجربه درمان انحصار به شخص بنیانگذار آن ندارد، بلکه عمومی و دارای زبان مشترکی است که قابل دریافت وحصول برای همگان با هر دیدگاه و طرز تفکری است .
درپایان توجه خوانندگان ر ابه این نکته جلب می نمائیم که این نگرش تنها نگرشی ازجنبه تجربی به فرادرمانی است که آن را بعنوان دانشی تجربی اثبات می کند.و برای تجربه کردن تک تک مشتاقان دست یابی به این تجربه عظیم والهی دعوت می کنیم با ما همراه شوند و به این عالم غیرقابل تصور پا نهند وحضور،تاثیر و ارتباط عالم هوشمندی رادرعالم محدود ماده و فیزیک بطور محسوس ادراک کنند.
این درحالی است که منظر عرفانی فرادرمانی بسیار عمیقتر ودل نشین تر است ازنگاه تجربی به آن است زیرا رفتن درپله عشق زیبا تراست ازایستادن وتوقف کردن برپله عقل است.
علت عاشق ز علت ها جداست                           عشق اصطرلاب اسرار خداست
لازم به ذکراست
اخیراُ مواردی بسیارمحدودازدرمان های انجام پذیرفته، درویژه نامه های مجله "طب کل نگر" منتشرگردیده است از علاقمندان و محققین دعوت می شود برای کسب اطلاعات بیشتر به آن مراجعه و مطالعه فرمایند.
        
                                                                                     کمیته پزشکی فرادرمانی










© کپی رایت توسط : سایت همراهان عرفان کیهانی (حلقه) (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
کپی برداری مطالب با ذکر منبع امکان پذیر است .

(تعداد بازدید : 1276 بار)

[ بازگشت ]
 
   


  صفحه اصلی | تماس با ما | ارسال مطلب | سخنان شما | بحث هفته | مقالات سایت | معرفی به دوستان | فروشگاه | جستجو  
 

Copyright © by PHPNuke, Design: Interuniversalfans.com xplorer compatible - version 8 recommended